حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 41
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
عيلام او را گرفته كشت و بتخت نشست ولى بعد از چندى اين پادشاه هم گرفتار طغيان يكى از دستنشاندههاى خود موسوم به ايندبغاش « 1 » گرديد و از او شكست خورده به طرف خليج پارس فرار كرد و بالاخره گرفتار گرديده به نينوا باسارت رفت آسوربانىپال با او بمهربانى رفتار نمود زيرا او را براى اجراى خيالات خود راجع به عيلام لازم داشت . پادشاه مزبور پس از آنكه كار بابل را ساخت تصميم گرفت كه به كار عيلام خاتمه داده خيال خود را از طرف اين دشمن موروثى راحت كند امّا ايندبغاش كه براى كمك كردن ببابل اقدامى نكرده بود بعد از سقوط اين شهر سفرائى نزد پادشاه آسور فرستاد و ليكن پادشاه مزبور آنها را خوب نپذيرفت و استرداد كلدانيهائى را كه در زمان طغيان بابل به آن كمك نموده و بعد بعيلام فرار كرده بودند خواست در اين احوال ايندبغاش را نجباء كشته خومبان كالداش « 2 » را بجاى او بر تخت نشاندند و پادشاه آسور از موقع استفاده كرده ( تاممارىتو ) را به تخت عيلام نشانيد و ليكن همين كه او بتخت نشست كنگاشى بر ضد آسوريها ترتيب داد - مطلب قبل از اجراى آن افشاء شد و بر اثر آن او را بازگرفته در محبس انداختند و آسوريها پس از آن مملكت را غارت و با غنائم زياد به نينوا مراجعت كردند انقراض عيلام در 645 ق . م پادشاه آسور كه از نتايج جنگهاى قبل ناراضى بودباز در پى بهانه براى جنگ با عيلام برآمد و با اين مقصود ( تاممارىتو ) را بعيلام فرستاده از ( خومبانكالداش ) ردّ كردن كلدانى هاى مذكور و مجسّمه ( نهنه ) را خواست براى پادشاه عيلام قبول كردن اين تكاليف با مرگ او مساوى بود بنابراين تصميم گرفت كه مقاومت كند آسوريها وارد شوش بشده در اينجا آنچه توانستند كردند : خزانه پادشاهان عيلام كه از غنايم جنگهاى سابق آنها پر بود بدست آسوريها افتاد طلا و
--> ( 1 ) - INDA - BUGASCH ( 2 ) - KHUMBAN - KALDASCH