حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

456

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

موقعى كه خان مغول بدر شهرى ميرسيد و مردم را بايلى مىخواند اگر بزرگان شهر با هدايا و پيشكش يا باصطلاح مغول با ترغو باستقبال او ميآمدند و علوفهء لشكر و خراج لازم را ميدادند چنگيز متعرض شهر ايشان نميشد و از طرف خود باسقاق يعنى شحنه و حاكمى بر آن ميگماشت و فرمانى بنام يرليغ بامير شهر ايل شده ميداد تا ديگر كسى متعرض او نشود و اين يرليغ‌ها حاوى تمغا يعنى مهر خان بود با مركب سياه يا آب طلا و كسى كه مأمور مهر كردن يرليغها بود تمغاچى نام داشت . اگر مردم شهر راه و رسم ياغيگرى يعنى دشمنى اختيار ميكردند حكم قتل زن و فرزند و پيوند ايشان و ويرانى شهر و قتل‌عام تمام اهالى صادر ميشد و ترتيب معاملهء ايشان با محكومين اين بود كه ابتدا مردم را بخارج شهر كوچ ميدادند بعد از ميان ايشان پيشه‌وران را جدا كرده بشهرهاى تركستان و مغولستان ميفرستادند و جماعتى را هم بشكلى كه ديديم بعنوان حشر اختيار مىنمودند بعد بقيه را از دم شمشير ميگذراندند . در صورتى كه خان مغول بر يكى از عمال ظنين ميشد او را بمرافعه و دعوى ميخواند و اين دعوى را يرغو و محاكمه‌كنندگان يعنى قضاة را يرغوچى ميگفتند . تقسيم ممالك چنگيزى در ميان هفت پسر چنگيز آن چهار كه فرزند يسونجين‌بيگى بودند يعنى جوجى يا توشى و جغتاى و اوگداى يا اوگتاى و تولوى يا تولى چهار پسر معتبرتر او و در كارهاى مهم منظور نظر و مدد پدر بودند . تقسيم ممالك چنگيزى بعد از فتح چين شمالى و ممالك اقوام كرائيت و نايمان و اويغور و تنگغوت و قراختائيان و خوارزمشاهيان در ايام حيات چنگيز به ترتيب ذيل صورت گرفت : 1 - ختا يعنى چين شمالى نصيب برادر چنگيز گرديد .