حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
441
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
بدارد چه چنگيز پس از مراجعت از كنار سند بر اثر بدى آب و هواى آن نواحى رنجور شده بود و روز بروز مرضش شدّت ميكرد و مرگ خود را نزديك مىديد . اوگتاى و جغتاى در كنار آب سيحون باردوى پدر پيوستند و در اين موضع در بهار سال 620 چنگيز باصطلاح مغول قوريلتا يعنى شورائى با پسران تشكيل داد و در صحراى قلانباشى ( شمال كوههاى آلكساندروسكى « 1 » و مغرب بحيرهء ايسىگول ) جوجى با 000 ، 100 اسب بعنوان تقديمى به خدمت پدر رسيد . چنگيز خان تابستان را در يورت قلانباشى بسر برد و پس از اتمام قوريلتاى بزرگى كه با پسران تشكيل داده بود جوجى را بدشت قبچاق برگرداند و بعد از قتل چند نفر از رؤساى ياغى اويغور در ذى الحجه 621 با جميع پسران جز جوجى باردوگاه خاندان اصلى خود يعنى نهر كرولن و انن رسيد . مرگ جوجى و چنگيز در 624 بعد از رسيدن باردوگاه اجدادى چنگيز چون خبر عصيان پادشاه ولايت تنگغوت ( تنگت ) واقع در شمال تبت را شنيد مصمّم اردوكشى به آنجا شد و پس از تهيهء كار خود به آن سرزمين رفت و در نتيجهء جنگ عظيمى پادشاه آن ولايت را مغلوب نمود و جمعيّت بسيارى از سپاهيان او را كشت ولى در همان حدود مرضش شدّت كرده بتاريخ رمضان 624 در 72 سالگى مرد و جهانى را از وحشت و عذاب راحت و فراغت بخشيد . شش ماه قبل از فوت چنگيز جوجى ( توشى ) پسر ارشد او نيز در دشت قبچاق جان سپرد و در باب مرگ او دو روايت است ، بعضى از مورّخين نوشتهاند كه چون جوجى از پدر سليم النّفستر بود بقتل مردم و ويرانى بلاد چندان اقدام نميكرد و پدر را از جهت هلاك مردم و ويرانى بلاد ديوانه ميخواند حتّى وقتى نيز مصمّم بود كه با مسلمين بسازد و چنگيز را بقتل برساند ، جغتاى از اين خيال برادر مسبوق شده قصد او را باطّلاع پدر رسانيد و چنگيز مخفيانه او را زهر داد .
--> ( 1 ) - Alexandrovski