حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 36

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

حكمرانانى داشتند موسوم به پاتسى و روحانييّنى باعلى درجه قوى و متنفّذ چنان كه ميتوان گفت كه اين دولت‌ها در واقع دولت‌هاى ملوك الطّوايفى و روحانى بودند ولى پايه دولت آسور را بر طبقه زارعين آزاد نهاده بودند زيرا زارعين قشون آسورى را تشكيل ميدادند و جنگ و تاخت‌وتاز حرفه آنها بود بنابراين‌جاى تعجّب نيست كه دولت آسور يك دولت جنگى قوى شد يكى از خصائص آسوريها شقاوت و بيرحمى فوق العاده آنها با مغلوبين بود اين دولت تقريبا هزار سال دوام نموده حدود خود را از هر طرف توسعه داد : از طرف مغرب و جنوب غربى دولت ( هيتها ) را معدوم و فينيقيّه و فلسطين را تابع نمود و بمصر دست انداخت از طرف مشرق و و جنوب شرقي تا كوه دماوند و كوير بزرك ايران پيشرفت و ماد و پارس را دست‌نشانده و عيلام را چنان خراب نمود كه اين مملكت چند هزار ساله ديگر كمر راست نكرد دولت آسور بالاخره بدست مادىها منقرض شد . زبان آسورى همان زبان بابلي بود و خط آسورى نيز خط ميخى بابلي كتيبه ها و كتابتهاى زياد از پادشاهان اين مملكت مانده زيرا بضبط وقايع علاقمند بودند - آسوريها لوحه‌هائى از گل كوزه ترتيب ميدادند و پس از نوشتن مطلب آنها را در آتش پخته و بعد ضبط ميكردند بدين ترتيب كتابها و كتابخانها ترتيب و تشكيل ميشد اين لوحه‌ها كه در موقع انهدام نينوا زير خاك رفته حالا بواسطه حفريّات بيرون ميآيد و منبعى براى روشن كردن تاريخ عهود قديمه است چنان كه در موزه ( لوور ) پاريس چندين هزار از اين لوحه‌ها موجود است و بواسطه اين لوحه‌ها تاريخ آسور بقدرى روشن شده كه امروز آن را تقريبا مانند تاريخ يونان قديم مىدانند . آسوريها در صنايع نيز آثار زياد از خود گذاشته‌اند پادشاهان آسور دو چيز را از تكاليف خود ميدانستند اوّل جنگ و بعد بناى شهر جديد كه با زحمت و مشقّت اسراء ساخته ميشد بنابراين در اين مملكت صنعت معمارى و