حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

404

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

برگشت و در همه‌جا از طرف خود شحنگانى گذاشت . سلطان محمّد در مراجعت بخوارزم دختر خود را بعثمان خان به ازدواج داد و پس از مدّتى او را بهمراهى شحنه‌اى بسمرقند برگرداند امّا عثمان خان در برگشتن بسمرقند چون از ظلم و جور شحنه و لشكريان خوارزمى و تعدّيات فوق العادهء ايشان بمردم به عذاب آمده بود بناى بدرفتارى با دختر خوارزمشاه را گذاشت و پنهانى گور خان را بگرفتن سمرقند خواند و بكشتار خوارزميان مقيم پاىتخت خود پرداخت . رسيدن اين خبر بخوارزمشاه چنان او را متغيّر كرد كه به قصد استيصال عثمان خان و قتل‌عام مردم سمرقند از خوارزم حركت نمود و پس از گشودن آنجا سه روز تمام بكشتار اهالى سرگرم بود عاقبت بوساطت ائمّه و سادات شهر دست از اين عمل زشت برداشت و عثمان خان را كه بعفوخواهى پيش‌آمده بود دستگير نمود و او و اكثر كسان و نزديكان او را بقتل آورد و به اين حركت سلسلهء ملوك خانيّه در سال 607 بكلّى برافتاد و خوارزمشاه از طرف مغرب ممالك قراختائى را مورد تعرّض قرار داد كوچلك كه قبلا با سلطان محمّد ساخته بود از طرف ديگر متعرّض گور خان گرديد و در يك جنگ او را مغلوب و اسير ساخت و به اين ترتيب دولت قراختائى نيز در همين سال 607 بدست كوچلك و خوارزمشاه منقرض شد و مقرر گرديد كه اين دو پادشاه غالب ممالك وسيعهء گور خان را بين خود تقسيم نمايند . مجاور شدن مغول با ممالك خوارزمشاهى بعد از آنكه بر سر تقسيم ممالك قراختائى بين كوچلك و خوارزمشاه چند بار سفرا رفت‌وآمد كردند چون بين طرفين موافقت حاصل نشد سلطان محمّد مصمّم تاخت‌وتاز در بلاد متعلق بكوچلك گرديد ولى لشكريان مسلمان او بجاى آنكه با مسلمين كاشغر و بلاد ديگر كه مردانه با سپاهيان عيسوى كوچلك مىجنگيدند همراهى كنند بر خلاف بغارت و تعرّض پرداختند و از روبرو شدن با اتباع كوچلك خوددارى كردند و خوارزمشاه براى آنكه مانع حملهء كوچلك بماوراء النهر شود دستور داد كه مردم يكعدّه از بلاد شرقى آنجا شهرهاى خود را ويران و از مساكن خود كوچ كنند .