حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
395
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ارشد خود ناصر الدّين ملكشاه را در مرو حكومت داد و پسر ديگر يعنى محمّد را بحكومت نيشابور برقرار نمود . لشكركشيهاى تكش خوارزمشاه علاوه بر يكى دو لشكركشى كه تكش در سمت مشرق بجانب بخارا كرده در سال 591 براى سركوبى تركان قبچاقى بجانب ماوراء سيحون شتافته ليكن در ششم جمادى الاخرى از همين از سال ايشان شكست خورده و قسمت بزرگى از سپاهيان او بدست اين طايفه يا بر اثر گرما و تشنگى به خاك هلاك افتاده و خود او منهزم بخوارزم برگشته است . انتقام اين شكست را خوارزمشاه در سال 594 بدست پسر خود محمّد كشيد و رئيس تركان قبچاقى را مغلوب و اسير خود ساخت و بخوارزم آورد . در سمت عراق در فصل گذشته از لشكركشيهاى او كه منتهى بقتل طغرل سوّم و برافتادن سلسلهء سلجوقيان عراق در سال 590 شده است شرحى نوشتهايم و تكرار آن بى مورد است همينقدر بايد بدانيم كه خوارزمشاه پس از كشته شدن طغرل بهمدان پايتخت او آمد و در آنجا شنيد كه ناصر خليفهء عباسى وزير خود مؤيّد الدّين بن القصّاب را با خلعتهائى بجلوى او فرستاده و وزير مزبور بيك فرسخى شهر نزول نموده است . تكش وزير خليفه را به خدمت خواند ليكن مؤيّد الدّين بخوارزمشاه پيغام داد كه او بايد باحترام خلعت خليفه پياده بپيش اسب وزير بيايد . خوارزمشاه چون مىانديشيد كه مبادا وزير خليفه قصد حيلهاى داشته باشد بدستگيرى او رفت و مؤيّد الدّين بن القصّاب به طرف كوهستانهاى ايران غربى گريخت و اين ابتداى بروز دشمنى صريح بين خوارزمشاه و دار الخلافهء بغداد بود . خوارزمشاه به شرحى كه گذشت همدان و اصفهان را بقتلغ اينانج سپرد و رى را در عهدهء پسر خود يونس و اتابك او مياجق گذاشت . و خود بخوارزم برگشت . در مراجعت خوارزمشاه ببلاد اصلى خود ميان قتلغ اينانج و مياجق بهم خورد و مياجق در نزديكى زنجان قتلغ را شكست داد و قتلغ بخوزستان بپناه مؤيّد الدّين بن القصّاب كه تازه آن نواحى را بنام خليفه فتح كرده بود رفت و او را با لشكريان خود بكرمانشاه و همدان آورد . وزير خليفه در 591 كرمانشاه و همدان و آوه و ساوه و رى را از دست