حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

391

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

رياست خاندان سلجوقى در اين تاريخ با غياث الدّين محمّد بن محمود بن سلطان محمّد بود كه در عراق سلطنت ميكرد و با عمّ خود سليمانشاه و مقتفى خليفه در حال نزاع و خصومت سر ميكرد . سلطان محمّد ثانى بايل ارسلان پيغام داد كه او براى اصلاح كار خراسان و ماوراء النّهر مصمّم حركت به سمت آن خطّه است . ايل ارسلان سلطان را در اين تصميم تقويت نمود ليكن محمّد بعلّت نزاع با خليفه و مدّعيان ديگر نتوانست نيّت خود را بمورد عمل گذارد و با اينكه خوارزمشاه سعى كرد كه ميان او و خليفه را اصلاح كند نتيجه‌اى بدست نيامد و محمّد بتاريخ 554 درگذشت . وقايع سلطنت ايل ارسلان دو رشته است يكى جنگهاى اوست در طرف ماوراء النهر ديگر لشكركشى بخراسان . در جمادى الاخرى سال 553 ايل ارسلان باستمداد سران طايفهء قرلق كه از دست خاقان افراسيابى سمرقند بخوارزمشاه پناه جسته بودند بماوراء النّهر لشكر برد و بخارا و سمرقند را گرفت و خاقان گريخت و بقراختائيان كه از بعد از جنگ قطوان خانيان تحت تبعيّت ايشان بسر ميبردند ملتجى گرديد . قراختائيان در سال 567 به علت آنكه ايل ارسلان از پرداخت خراج ساليانه‌اى كه پدرش اداى آن را بگورخان قراختائى ملتزم شده بود استنكاف ورزيد بخوارزم حمله بردند و لشكر ايل ارسلان را در كنار جيحون شكست دادند و ايل ارسلان كمى پس از اين واقعه در تاريخ نوزدهم رجب 567 وفات يافت . امّا در طرف خراسان پس از آنكه مؤيّد الدّين آىابه در سال 557 خاقان ركن الدّين محمود را كور كرد و بر غالب بلاد اين سرزمين مسلّط شد ايل ارسلان كه از به دو خوارزمشاهى ولايات گرگان و دهستان را تحت امر خود آورده بود با مؤيّد آىابه بر سر تصرّف اين نقاط و نواحى ديگر خراسان اختلاف پيدا نمود و در 558 با لشكرى فراوان به اين ناحيه آمد و نيشابور را در محاصره گرفت ولى از عهدهء گشودن آن برنيامد و پس از مصالحه با مؤيّد بخوارزم برگشت .