حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
385
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
اتابك ابو بكر مردى عيّاش و شرابخوار بود و شب و روز او بمستى و باده گسارى ميگذشت به همين علّت از تدبير امور مملكت و تعهّد حال لشكر به كلى غافل ماند بر خلاف او همسايهء شمالى يعنى گرجستان تحت ادارهء زنى لايق و كافى بود بنام تامارا ( 580 - 609 ) دختر گيورگى سوّم . لشكريان اين زن در تاريخ شوال 599 در نزديكى شمكور ( شمال شهر گنجه و جنوب رودخانهء كورا ) به يارى شروانشاه سپاه اتابكى را شكست دادند و بلاد شمكور و گنجه و دوين را گرفتند و قتل و غارت را از حدّ گذراندند . اتابك هر قدر مسلمين اين نقاط استغاثه كردند در تلافى اين مغلوبيّت نكوشيد و در نتيجه نواحى شمالى ارس كه در عهد اتابك ايلدگز و جهان پهلوان فتح شده بود از دست رفت . بىحالى و مىپرستى اتابك ابو بكر همسايگان ديگر او را نيز بطمع تصرّف بلاد او انداخت چنان كه در سال 602 امير اربل مظفر الدّين كوكبرى با امير احمديلى مراغه علاء الدّين كربه « 1 » ارسلان به قصد آذربايجان شرقى همدست شدند . ابو بكر از ناچارى بيكى از غلامان پدرش آىتغمش « 2 » كه بر رى و همدان و اصفهان و بلاد جبل استيلا يافته بود متوسّل گرديد . آى تغمش به يارى مخدومزاده آمد و بيك پيغام صاحب اريل را بملك خود برگرداند و علاء الدّين احمديلى را هم مغلوب و بمصالحه مجبور كرد . اين علاء الدّين كربه ارسلان كه در سال 604 فوت كرده و مردى درويشدوست و شاعر و عالمپرور بوده همان كسى است كه شاعر مشهور نظامى گنجوى مثنوى بهرامنامه را در سال 593 بنام او منظوم ساخته است . اتابك ابو بكر بعد از مرگ پسر و جانشين علاء الدّين احمديلى يعنى در سال 605 بر مراغه تاخت و آن شهر را كه قريب يك قرن بود كه احمديليان در تصرّف داشتند مسخّر خود ساخت و براى بازماندگان اين خاندان جز روييندز نقطهاى ديگر باقى نماند .
--> ( 1 ) - ياكرپه ( 2 ) - آيتغمش يا آيدغمش پهلوانى از سال 600 بر رى و همدان و بلاد جبل استيلا يافته و علىرغم اتابك ابو بكر برادر او ازبك را سلطان خوانده بود .