حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

383

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

او را در راندن امور ملكى يافت و برادر خود مظفّر الدّين عثمان قزل ارسلان را بآذربايجان و ارّان بامارت فرستاد . قسمت غربى آذربايجان از حدود تبريز تا حوالى الجزيره در دست خاندانى بود از بقاياى روّاديان كه چون جدّشان احمديل نام داشته ايشان را احمديليان ميخوانند و اين خاندان از اوايل قرن ششم يعنى دورهء سلطنت سلطان محمّد بن ملكشاه در اين ناحيه امارت يافته بودند و از مشاهير ايشانست آق‌سنقر پسر احمديل كه اتابك داود و مسعود پسران سلطان محمّد بود و در 527 بدست باطنيان بقتل رسيد . فرزندان احمديل تبريز و مراغه و حصار محكم رويين‌دز از قلاع مراغه را در تصرّف داشتند و در عهد ايلدگز گاهى با او در مقام آشتى بودند و زمانى در نزاع و جدال در سال 570 يعنى دو سال پس از مرگ ايلدگز اتابك جهان پهلوان بعلّت مرگ امير احمديلى تبريز و مراغه موقع را براى تصرّف آن نقاط مناسب يافت . خود مراغه را در محاصره گرفت و برادرش قزل ارسلان تبريز را عاقبت امير احمد يلى با جهان پهلوان صلح كرد و تبريز را به او واگذاشت . از سال 571 كه سال جلوس طغرل سوّم است تا 582 تاريخ فوت اتابك زمام سلطنت آخرين پادشاه سلجوقى عراق كه در هفت سالگى بجاى پدر نشست در دست جهان پهلوان بود و اين مرد كافى عادل ادب‌پرور به خوبى بلاد وسيعه‌اى را كه او و پدرش تحت امر طغرل آورده بودند اداره مينمود . جهان پهلوان از قتيبه خاتون دختر اينانج شحنهء رى دو پسر داشت قتلغ اينانج و ميرميران كه هيچكدام باميرى نرسيده‌اند ليكن دو پسر ديگرى كه او را از كنيزكى آمده بود يعنى ابو بكر و اوزبك هر دو چنان كه بيايد اتابكى و امارت يافته‌اند . چون اتابك جهان پهلوان وفات يافت برادرش قزل ارسلان در دستگاه طغرل سوّم زمامدار شد و او قتيبه خاتون زوجهء برادر را هم به عقد خود درآورد ليكن به شرحى كه در سلطنت طغرل ديديم به زودى ميان او و سلطان بهم خورد و قزل ارسلان طغرل را محبوس كرد و براى خود تهيّهء اسباب سلطنت ديد امّا در شعبان 587 شبى او را كشته يافتند