حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

380

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

فصل نهم اتابكان و خوارزمشاهيان سلاجقه چنان كه ديديم مشتى مردم بدوى جنگجو بودند و عمدهء پيشرفتى كه ايشان را در فتح آن همه ممالك و درهم شكستن آن همه لشكرها نصيب شد از دولت همين قدرت سپاهيگرى و جنگ‌آزمائى آن طايفه بود به همين علت سلاطين سلجوقى هيچوقت فرماندهى سپاه خود را در جنگها و يا در ولايات مفتوحه به غير از تركان رزم‌آزموده و از جان گذشته به ديگرى وانميگذاشتند بشكلى كه در دولت سلاجقه امور لشكرى هميشه در دست عنصر ترك بود و امور كشورى يعنى ديوان و دفتر در دست منشيان و مستوفيان و وزراى ايرانى . در نتيجهء فتوحات پادشاهان سلجوقى در حدود گرجستان و ارّان عدّهء غلامان ترك قبچاقى و خزر در ممالك اسلامى رو بافزايش گذاشت و هريك از سلاطين و وزرا و عمّال ديوانى مبلغى از اين مماليك در دستگاه خود داشتند و از اين جماعت گروهى بتدريج بسبب محبّت و التفات مخدومان خويش و يا بر اثر بروز لياقت و كفايت از مرتبهء غلامى بالاتر آمدند و در دربار پادشاه و يا در سپاه بمقاماتى رسيدند و چون عادت سلاجقه اين بود كه شاهزادگان خردسال را براى تربيت و يا در موقع فرستادن بحكومت ولايات بسرپرستى مىسپردند جمعى از اين غلامان اين مقام را پيدا كردند و ايشان را بتركى آتابيك ميگفتند و آتا بلغت تركى بمعنى پدر است . در اواخر دورهء سلجوقى چون پادشاهان ضعيف شده بودند و پيوسته با يكديگر جنگ و رقابت داشتند اكثر اين اتابكان از اختيارى كه در عهدهء ايشان گذاشته شده بود استفاده كردند و هر كدام در ناحيه‌اى از ممالك سلاجقه براى خود تشكيل دولتى