حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

359

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

همراهى امير قماج و امير ابو الفضل سيستانى و بهرامشاه غزنوى و علاء الدّين حسين جهانسوز غورى و شاه غازى نصرة الدّين رستم بن على اسپهبد طبرستان بماوراء النّهر حركت كرد و بنا بشكايت خاقان محمود از تركان قرلق بر سر ايشان تاخت و هرچند ايشان تقاضاى تجديد خدمتگزارى و عذرخواهى نمودند بالتماس آنان گوش نداد و قرلقيان بگورخان قراختائى پناه بردند . گورخان پيش سلطان از ايشان شفاعت كرد ليكن سلطان مغرور آن شفاعت را نيز نپذيرفت و بر خلاف رأى وزير خود ناصر الدّين ابو الفتح طاهر بن فخر الملك برادر قوام الملك صدر الدّين محمّد سابق الذّكر كه از جمادى الاولى 528 بوزارت سلطان منصوب شده بود مراسله‌اى تهديدآميز بگور خان نوشت و او را باسلام خواند . گورخان از نوشته و تهديدات سنجر در غضب شد و بدفع او به سمت سمرقند حركت كرد و در جنگ عظيمى كه در محلّ قطوان در شش فرسخى اين شهر بتاريخ 5 صفر 536 روى كرد قراختائيان و تركان قرلق سپاهيان سنجر را شكستى بزرگ دادند و اكثر ايشان را از دم شمشير گذراندند و زوجهء سلطان دختر ارسلانخان افراسيابى و امير قماج و امير ابو الفضل سيستانى اسير شدند و سلطان بترمذ گريخت و خاقان محمود ماوراء النّهر را از دست داد و گور خان پس از فتح سمرقند بر بخارا نيز مستولى شد . قراختائيان از طرفى ديگر بخوارزم ريختند و اتسز كه گويا در تحريك گور - خان بحمله بماوراء النّهر بىدخالت نبود از ايشان شكست خورد و با قبول اداى 30000 دينار خراج ساليانه با آن طايفه صلح نمود . شكست قطوان كه اوّلين و بزرگترين مغلوبيّت سلطان سنجر بود براى او سخت گران تمام شد چه علاوه‌بر وهنى كه او را از اين بابت فراهم آمد اتسز باز قدم در راه طغيان گذاشت و ممالك شرقى او از كاشغر تا بخارا نه تنها از دست او بيرون رفت بلكه سراسر اين بلاد اسلامى مطيع و خراجگزار پادشاهى كافر گرديد و تا وقتى كه علاء الدّين محمّد خوارزمشاه دولت قراختائى را در حدود سال 609 منقرض نمود