حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
349
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
500 به اين جرم كشت و وزارت خود را بيكى از پسران خواجه نظام الملك يعنى ضياء الملك احمد كه در همين تاريخ بنظام الملك ثانى ملقّب شد سپرد . عمدهء اشتهار اين نظام الملك ثانى در وزارت سلطان محمّد نتيجهء دو واقعه است يكى فتح نعمانيّه در 19 رجب 501 ديگرى لشكركشى او به قصد قلعهء الموت در سال 503 در سال 500 سلطان محمّد خبر شد كه امير سيف الدّوله صدقه امير مزيدى حلّه از اطاعت او سرپيچيده است . سلطان در آخر ربيع الاوّل 501 عازم عراق عرب شد و او و وزيرش نظام الملك در 19 رجب 501 در محل نعمانيّه صدقه را شكست دادند و صدقه در جنگ كشته شد و محمّد ولايات او را ضميمهء ممالك خود ساخت . در محرّم سال 503 سلطان محمّد بر اثر شكايات عديدهء مردم از اسماعيليّهء الموت نظام الملك را با امير جاولى سقاوو كه در فارس و خوزستان مكرّر بقلعههاى اسماعيليه حمله برده بود بالموت فرستاد و نظام الملك بمحاصرهء الموت و يكى ديگر از قلاع آن حدود مشغول شد و با اينكه از بهار تا پائيز براى تسخير آن نقاط معطّل شد نتيجهاى بدست نياورد و از خيال خود دست برداشت و كمى بعد فدائيان اسماعيلى وزير را در بغداد كارد زدند ليكن زخم ايشان كارى نشد و نظام الملك پس از مدّتى ناخوشى شفا يافت و سال بعد يعنى در 504 محمّد او را از وزارت خود انداخت . وفات سلطان محمّد در 24 ذى الحجّهء 511 سلطان ابو شجاع غياث الدّين محمّد بن سلطان ملكشاه كه از سال 486 تا 492 از جانب بركيارق در گنجه و ارّان امارت ميكرده و در اين تاريخ اخير بجاى برادر بسلطنت كلّ ممالك سلجوقى منصوب شده تا تاريخ 24 ذى الحجّهء 511 كه زمان فوت اوست دوازده سال و نيم پادشاه بوده است . در موقع احتضار محمّد پسر چهارده سالهء خود محمود را نامزد سلطنت كرد و روز بعد از فوت سلطان بنام او خطبه خواندند و مستظهر خليفه نيز در 13 محرّم 512 امر داد تا در بغداد نام محمود را بسلطنت در خطبه داخل نمودند و او را بلقب