حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
345
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
امير منصور پسر ديگر خواجه نظام الملك و نصير الملك محمّد بن مؤيّد الملك از گنجه به يارى او آمده بودند به او پيوستند و محمّد براى تهيّهء كار خود بآذربايجان رفت و در آنجا جمعى از امرا به او ملحق شدند . جنگ پنجم بين بركيارق و محمّد در هشتم جمادى الاخرى سال 496 در نزديكى خوى اتّفاق افتاد و شكست بر لشكر محمّد رو كرد و از دو برادر محمّد بجانب ارمنستان رفت و بركيارق بتبريز . بالاخره محمّد و بركيارق در ربيع الآخر سال 497 با يكديگر صلح كردند و قرار شد كه ممالك شمالى سفيدرود گيلان تا باب الابواب يعنى آذربايجان و ارّان و ارمنستان و الجزيره و موصل و شام تحت امر محمّد باشد و عراق و اصفهان و بلاد جبل مطيع بركيارق و اين قرار تا ربيع الآخر 498 كه بركيارق فوت كرد همچنان باقى بود . وفات بركيارق بركيارق به مرض سل مبتلى گرديد و چون در ماه صفر 498 عزم بغداد كرد در راه مرضش شدّت يافت و ناچار شد كه چهل روز در بروجرد اقامت كند عاقبت در همانجا در دوّم ربيع الآخر فوت نمود و قبل از وفات پسر كوچك خود ملكشاه را كه چهار سال و هشت ماه سن داشت بجانشينى برگزيد و امير اياز سپهسالار اردوى خويش را باتابكى او منصوب نمود . بركيارق كه ارشد پسران سلطان ملكشاه بود در وقت فوت بيش از بيست و پنج سال نداشت و مدّت دوازده سال و چهار ماه سلطنت كرد و او مردى كريم و عاقل و صبور و بخشاينده و نيكوروى بود و غالب ايّام سلطنتش چنان كه ديديم بجنگ و كشمكش گذشت و بركيارق با اينكه در پارهاى اوقات صدمات و شكستهاى سخت ديد هيچگاه از تعقيب مقصود خود دست برنداشت تا آنكه بالاخره بر جميع مشكلات ظفر يافت .