حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
342
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
مادر بركيارق و مجد الملك قمى مستوفى بالاخره سلطان را بعزل مؤيّد الملك واداشتند و فخر الملك را بوزارت بركيارق رساندند و مجد الملك با داشتن سمت وزارت زبيده خاتون و ديوان استيفا در حقيقت بر همهء كارها مسلّط گرديد و وزارت فخر الملك اسمى بلامسمّى بود . خراسان را در ابتداى سلطنت بركيارق ارسلان ارغو برادر ملكشاه حاكم مرو تحت امر خود آورده و امراى ديگر را در نقاط مختلفهء آن سرزمين مغلوب و مقهور كرده بود ليكن مؤيّد الملك و بركيارق امارت او را تصديق نميكردند و بعلّت گرفتارى هائى كه داشتند نميتوانستند بدفع او نيز قيام نمايند . پس از عزل مؤيّد الملك و بر روى كار آمدن مجد الملك ارسلان ارغو علنا بر بركيارق قيام كرد و گفت كه هرگز بمكاتبهء با مجد الملك تن درنخواهد داد و ظاهرا اين امر تا حدّى بتحريك عماد الملك ابو القاسم از پسران خواجه نظام الملك بود كه وزارت ارسلان ارغو را در عهده داشت . بركيارق عمّ ديگر خود بورىبرس را بدفع ارسلان ارغو فرستاد ولى بورىبرس از عهدهء برادر برنيامد و بالاخره هم در سال 488 مغلوب ارسلان ارغو شد و خراسان همچنان در دست اين امير عاصى باقى ماند . در سال 490 بركيارق برادر خردسال خود احمد سنجر را بهمراهى امير قماج و وزارت كيامجير الدّوله ابو الفتح علىّ بن حسين اردستانى بحكومت خراسان و دفع ارسلان ارغو فرستاد و خود نيز در جمادى الاولى از همين سال بهمراهى فخر الملك بخراسان حركت كرد . ارسلان ارغو را قبل از رسيدن سپاهيان سلطانى يكى از غلامان او بقتل رساند و خراسان به سهولت مسخر بركيارق شد و سلطان پس از هفت ماه اقامت در بلخ سنجر را با القاب ملك و ناصر الدّين بحكومت خراسان گذاشت و در همين ايّام فخر الملك را نيز از كار انداخت و مستقلّا وزارت خود را بمجد الملك قمى واگذاشت و فخر الملك در نيشابور منزوى شد ليكن اين انزوا طولى نكشيد زيرا كه سنجر در همين سال 490 مجير الدّوله را از شغل خود عزل نمود و