حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

337

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

بود و جميع حلّ و عقد امور دولت عظيم و وسيع سلجوقى از كاشغر تا انطاكيه بكفايت و سياست او انجام مىپذيرفت . تولّد او بسال 410 اتّفاق افتاده . خواجه نظام الملك مشهورترين وزراى ايرانى بعد از اسلام است چه علاوه بر كاردانى و حسن اداره مردى ديندار و نيكوسيرت و باخير و بركت بود و از خود آثار خيريّهء بسيار بجا گذاشت و در غالب بلاد اسلام بانشاء مساجد و مدارس اقدام كرد از آن جمله در طوس و هرات و نيشابور و بغداد مدارسى بنام نظاميّه ساخت كه مشهورترين آنها نظاميّهء بغداد است . ابنيهء ديگر او در اصفهان و بغداد و بلاد ديگر تا مدّتى نام نظام - الملك را زنده ميداشت و شعرا در مدح او قصيده‌ها گفته و علما و فضلا بنام او كتابها نوشته‌اند . نفوذ نظام الملك در دستگاه سلاجقه با قتل او از ميان نرفت چه فرزندان متعدّد او در ايّام اولاد ملكشاه و سلاطين ديگر سلجوقى مكرّر بوزارت و مشاغل عمدهء ديوانى رسيدند و اين حال تا آخر عهد سلجوقيان برقرار بود . مرگ ملكشاه در نيمهء شوال 485 بعد از قتل خواجه ملكشاه از كرمانشاه ببغداد آمد و در 24 رمضان به آنجا رسيد و تاج الملك را بجاى خواجه سمت وزارت داد و كمى بعد يعنى در نيمهء شوّال اين سال او را بوضعى كه كسى ندانست مسموم كردند و ظاهرا اين كار بدست غلامان نظاميّه و طرفداران خواجه كه سلطان را در قتل مخدوم خود سهيم ميدانستند انجام يافته و چون ملكشاه مرد مردم چندان از مرگ او متأثر نشدند و مرگ او را پس از قتل خواجه نظام الملك چندان مهم نشمردند . ملكشاه بهرجهت بزرگترين سلاطين سلجوقى است و دولت سلجوقيان در عهد او بمنتهاى وسعت و عظمت خود رسيده چه از حدّ چين تا مديترانه و از شمال بحيرهء خوارزم و دشت قبچاق تا ماوراى يمن بنام او خطبه ميخواندند و امپراطور روم شرقى و امراى عيسوى گرجستان و ابخاز به او خراج و جزيه ميداده و اصفهان در عهد او و خواجه نظام الملك از مهمترين بلاد دنيا و يكى از آبادترين آنها بوده و اين پادشاه و وزير و