حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

326

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

الب ارسلان با وجود اينكه محمود بن صالح خود را مطيع سلطان خوانده بود بولايت حلب آمد و از محمود خواست كه بپيشگاه او حاضر شود . محمود امتناع كرد و سلطان بمحاصره حلب پرداخت . عاقبت محمود جز تسليم چاره‌اى نديد و با مادر خود بحضور الب ارسلان رسيد و سلطان او را بوساطت مادرش بخشود و حلب در سال 463 مسخر سلطان سلجوقى شد . رومانوس ديوجانس براى فتح بلاد از دست رفتهء ارمنستان و حدود غربى ممالك خود در همين سال با 200000 سپاهى مركّب از يونانيان و گرجيان و مردم بلغار و روسيّه و فرانسه بآسياى صغير آمد و در شهر ملازگرد ( ما بين درياچهء وان و ارزنة الرّوم در شمال اخلاط ) اردو زد . الب ارسلان با اينكه 15000 سوار ترك بيشتر همراه نداشت بجلوى امپراطور شتافت و ابتدا اهل و عيال خود را بهمراهى خواجه نظام الملك بهمدان فرستاد . الب ارسلان با وجود آنكه در نزديكى اخلاط بر مقدّمهء سپاه رومانوس ديوجانس غلبه يافت از آنجا كه از قلّت لشكريان خود بيمناك بود از امپراطور طلب صلح كرد ليكن امپراطور مغرور گفت كه در شهر رى با يكديگر صلح خواهيم نمود الب ارسلان دل به دريا زد و بعنوان مجاهدى كه جز فتح يا شهادت جوياى مقصود ديگرى نيست با همراهيان خود كه سوارانى متعصّب و چابك بودند بنام دفاع اسلام در نزديكى ملازگرد بر روميان تاخت و تركان سلجوقى با همان سيرهء خاصّى كه در حمله و جنگ و گريز داشتند با وجود كمى عدد بقدرى از عيسويان كشتند كه بىاغراق زمين از كشته پوشيده شد و امپراطور در چنگ ايشان اسير افتاد و او را پيش الب ارسلان آوردند . سلطان ابتدا سه تازيانه بر سر او زد و گفت چرا بدعوت صلح من جواب قبول ندادى امپراطور از شدّت تأثر پاسخ داد كه دست از سرزنش من بدار و هرچه خواهى بكن . الب ارسلان در مقابل گرفتن 1500000 دينار او را عفو كرد و با او صلحى بمدّت پنجاه سال بست و رومانوس ديوجانس را بكشور خود برگرداند . فتح ملازگرد يكى از وقايع مهمّ تاريخ آسياى غربى است چه از اين تاريخ