حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 26

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

پاتسىهاى سومرى از پاتسىهاى سومرى كه با عيلام جنگيده‌اند بايد بدوا اسم ان‌ناتوم اول را ذكر كرد كه پاتسى شهر لاكاش بود و قبل از سه هزار سال ق . م . با عيلام جنگيد خودش گويد كه شكست فاحشى بعيلاميها داده و ليكن حقيقت امر اين است كه عيلاميها و بخصوص مردمان كوهستان عيلام پيوسته بمملكت سومرىها حمله ميبردند و پاتسى مزبور حملات آنها را دفع كرده بعد در زمان ان ناتوم دوم‌باز عيلاميها به شهر لاكاش حمله نمودند و حمله آنها دفع شد اين واقعه چندان اهميّتى ندارد و ليكن مراسله‌اى كه كاهن ربة النّوع ( نين‌مار ) « 1 » بيكى از دوستان خود نوشته و متضمّن اين واقعه است اهمّيت دارد زيرا اين مراسله كه در زبان سومرى نوشته شده مربوط بسه هزار سال ق . م است . آكدىها و سلسله سامى بعد از سومر نوبت آكّد رسيد توضيح آنكه تقريبا در 2800 ق . م . شخصى كه سامى و موسوم به ( مانيشتو ) بود در آكّد پاتسى شده سلسلهء ( كيش ) را تأسيس كرد و بعد پادشاه عيلام را باسارت بآكّد برده مملكت او را باجگذار نمود گلدانى در نيپ‌پور يافته‌اند كه روى آن نوشته شده از غنايم عيلام است از اين ببعد آكّد رو بترقّى رفت و پادشاه آن‌كه از سلسله سامى و موسوم به ( سرگن ) « 2 » بود بمملكت خود توسعه داد چنان كه از طرف غرب تا شامات و از طرف شمال تا اينطرف كوههاى زاگرس يا كرمانشاه امروزى امتداد مىيافت يكى از كارهاى اين پادشاه اين است كه به حكم او كليّه نوشته‌هاى راجع بمذهب و قوانين و سحر و غيره به زبان سامى ترجمه و در معبد ارخ ضبط شد و از اين نوشته‌ها به حكم ( آسوربانىپال ) « 3 » پادشاه آسور در قرن هفتم ق . م . سوادي برداشتند و بدين نحو مضامين اين نوشته‌ها و كتابها براى

--> ( 1 ) - NINMAR ( 2 ) - SARGON ( اصل اسم شرّوكين است ) ( 3 ) - ASSURBANIPAL