حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

284

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

اين جنگ رشادتهاى فوق العاده بظهور رساند . سنجر با فيروزى تمام بغزنه وارد شد و بهرامشاه را بسلطنت نشاند و او بنابر پيمانى كه با سنجر كرده بود قبول نمود كه خطبه را ابتدا بنام خليفه و سلطان محمّد و سنجر بخواند سپس باسم خود و سالى 250000 دينار بديوان سنجر بفرستد سپس سنجر خبر اين فتح بزرگ را كه در تاريخ سلجوقيان سابقه نداشت ( چه هيچيك از پادشاهان سلجوقى بر غزنه دست نيافته بودند ) ببرادر خود سلطان محمّد نوشت . سلطان محمّد چنان كه در احوال سلاجقه خواهيم ديديم در اين تاريخ در مرض موت بود و اندكى بعد از آن سنجر بجاى او بسلطنت كلّ ممالك سلجوقى رسيد ( در ذى الحجّهء 511 ) . 12 - يمين الدّوله بهرامشاه بن مسعود ( 511 - 548 ) بعد از مراجعت سنجر بخراسان و برقرارى بهرامشاه بكرسى غزنويان ارسلانشاه كه بهند گريخته بود برگشت و غزنه را از برادر پس گرفت . بهرامشاه بخراسان رفت و از سنجر كمك طلبيد و بار ديگر برادر را پس از يك ماه اقامت در غزنين از آنجا راند ولى اين بار ارسلانشاه دستگير شد و بهرامشاه او را كشت و خود در تحت حمايت سلطان سنجر پادشاه غزنين و هندوستان گرديد ليكن به شرحى كه اشاره كرديم ديگر غزنويان از اين تاريخ استقلال كامل نداشتند و خراجگزار سلاجقه بودند . بهرامشاه در قسمت اوّل سلطنت بالنّسبه طولانى خود چون با سنجر صفائى داشت و از جانب خراسان ايمن بود قسمت عمدهء ايّام را بادارهء امور هندوستان و غزو و جهاد در آن حدود گذراند و پيوسته فاتح و غالب بود . امّا در سال 529 ببهانهء سنگينى خراج از پرداختن مال بسلطان سنجر استنكاف ورزيد سلطان بجنگ او آمد و بهرامشاه جز اظهار عجز و طلب عفو چاره‌اى نديد سلطان او را بجلوى خود خواند امّا بهرامشاه از ترس از جلوى سنجر گريخت