حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
276
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ديگر بر استمالت سلاجقه كه اظهار عجز و اطاعت كرده بودند قرار داشت مسعود زير بار قبول آن نرفت و لشكرى مركّب از جنگيان ترك و هندو و عرب و كرد بسردارى حاجب بكتغدى بجنگ تركمانان فرستاد امّا اين لشكر در نزديكى شهر نسا در شعبان 426 از داود سلجوقى شكست خوردند و بكتغدى منهزما بخراسان پيش مسعود برگشت و اين شكست اوّلين وهن بزرگى بود كه بشوكت و دولت سلطان مسعود وارد آمد و بر خلاف سلاجقه را جرى و چيرهتر كرد . بعد از اين واقعه تركمانان سلجوقى از ترس انتقام سلطان رسولى پيش او فرستادند و بار ديگر خواجه احمد عبد الصّمد را شفيع ساختند و از آنچه بر دست ايشان رفته بود عذر خواستند . مسعود هم كه از هيبت رؤساى اين طايفه در وحشت افتاده بود سه ولايت نسا و ابيورد و فراوه ( در چهار منزلى نسا ) را به ترتيب بطغرل و داود و يبغو واگذاشت و بايشان لقب دهقان داد و حكومت آن نواحى را به آن سه برادر سپرد و موقّتا فتنهء تركمانان آرام يافت . در شعبان سال 429 پس از مراجعت از سفر هند سلطان مسعود حاجب بزرگ خود سباشى را كه از چندى قبل مأمور خراسان شده بود امر داد تا براى سركوبى سلجوقيان با طغرل و داود بجنگد . سباشى كه مردى مماطلهكار بود و ظاهرا با سلاجقه دست يكى داشت در بين مرو و سرخس با تركمانان روبرو شد ليكن پيش از آنكه نتيجهء جنگ قطعى شود شبانه اموال خود را برداشت و گريخت و لشكريان او نيز صبح اكثر همين راه را پيش گرفتند و داود و طغرل به سهولت بر قسمت اعظم خراسان دست يافتند و بدون جنگ نيشابور را از دست ابو سهل حمدوى كه از رى به اين ناحيه رانده شده بود گرفتند و طغرل در آنجا در تاريخ شوّال 429 بر تخت مسعود نشست و خود را سلطان خواند . كسى كه بيش از همه در پيشرفت كار تركمانان سلجوقى سعى كرد مردى بود از رؤساى نيشابور ملقّب بسالار پوژگان « 1 » بنام ابو القاسم علىّ بن
--> ( 1 ) - پوژگان همان بوزجان موطن عالم رياضى بزرگ ابو الوفاء بوزجانى است كه از آباديهاى بين نيشابور و هرات و هرات بوده و از نيشابور چهار روز راه فاصله داشته است .