حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
273
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
بودند جماعت ديگرى نيز از اين قوم در شمال بحيرهء خوارزم ( درياچهء آرال حاليّه ) و حدود مصب شطوط سيحون و جيحون و دشت بين درياى آرال و خزر سكونت داشتند كه آنها را بنام عموما اغز ميخواندند و چون اين تركان كه ظاهرا با تركمانان حاليّه از يك اصل و نژاد بودهاند بر نه قبيله شامل بودند ايشانرا تغزاغز ( يعنى نه قبيلهء اغز ) نيز مىناميدهاند و كلمهء غز كه بعدها معمول شده مخفّف همين لفظ اغز است . سامانيان بنا بمصالح ملكى و سرحدّى جمع كثيرى از اين تركمانان اغز را را از مساكن اصلى ايشان هجرت دادند و آنها را در بلاد شمالى ماوراء النّهر كه از چنگ تركان شرقى تازه بيرون آورده بودند مثل اسپيجاب و شهرهاى مصّب سيحون ساكن ساختند و از اين اغزها بودند قبيلهاى كه بنام رئيس خود سلجوق بطايفهء سلجوقى معروف شدند و در اراضى مصبى سيحون يعنى در جنوب بحيرهء خوارزم شهرنشينى اختيار كردند . سلجوق به زودى قبول اسلام كرد و شهر جند از بلاد كنار سيحون را كه ساكنين آن مسلم بودند تحت امر قبيلهء خود آورد و چون او مرد فرزندانش نيز همچنان در جند مقيم ماندند ليكن مسلمين جند كه از تركتازيهاى سلجوقيان در آزار بودند پس از مرگ سلجوق فرزندان و قبيلهء او را از شهر خود به سمت جنوب راندند و سامانيان ايشان را در قريهء نور « 1 » از قراى شمال شرقى بخارا ساكن كردند و سلاجقه از اين تاريخ ببعد روز بروز بر شوكت و عدّت خود افزودند و چون باسلام گرويده بودند كسى نيز متعرّض ايشان نميشد و تا موقعى كه بر غزنويان قيام كردند و بتشكيل دولت بزرگى موفّق آمدند مسكن ايشان همان قريهء نور بخارا بود . چنان كه سابقا در شرح محاربات سلطان محمود با ملوك خانيه ديديم امراى اين خاندان پس از شكست كتر در سال 398 در حقيقت تحت حمايت غزنويان درآمدند
--> ( 1 ) - امير الشعراء معزى نيشابورى در مطلع قصيدهاى مىگويد : گوهر سلجوق كز نور بخارا در رسيد * هم بمشرق هم به مغرب نور از آن گوهر رسيد