حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
265
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
معروف كرده است امّا بايد دانست كه بيشتر اين شهرت بر اثر تملّقات معاصرين متعصّب اوست كه غزوات او را در هند در راه نشر اسلام و برانداختن كفّار از اعظم خدمات شمرده و ساحت او را كه عنوان مجاهد فى سبيل اللّه داشته از هر عيب و نقصى برى جلوه دادهاند در صورتى كه اگر بديدهء انصاف بنگريم محمود معايب بزرگ داشته و فتوحات او بجاى آنكه براى مردم ايران مفيد واقع شود بضررهاى بزرگ منجر گرديده است . بر روى هم ايّام سلطنت محمود از لحاظ قوم ايرانى از دورههاى بسيار مظلم است و يمين الدّوله در تاريخ ايران چندان نام نيكى ندارد بشرح ذيل : 1 - مشهور چنانست كه در دربار محمود 400 شاعر ماهر اجتماع داشتند و سلطان را مدح ميگفتهاند و چنان كه ميدانيم از اين جماعت بودهاند عنصرى بلخى و فرّخى سيستانى و عسجدى مروزى و زينبى علوى و فردوسى طوسى و منشورى سمرقندى و كسائى مروزى و غضايرى رازى و شبههاى نيست كه از اين ميان بزرگترين و نامورترين ايشان همان فردوسى طوسى است چنان كه از علماى دستگاه محمودى هيچكس جليل القدرتر و بزرگوارتر از ابو ريحان بيرونى نبوده است امّا چنان كه ميدانيم محمود از كثرت لئامت با فردوسى رفتارى را كه مشهور است پيش گرفت و حكم قتل ابو ريحان را وقتى بعلّت حقيقتى علمى كه گفته بود و به نظر سلطان كفر مىآمد صادر كرد و آن دانشمند فقط بوساطت ابو نصر مشكان دبير سلطان از كشته شدن نجات يافت . محمود كه تركنژاد بود و درست لطايف زبان فارسى را درك نميكرد و بعلّت تعصّب شديد در مذهب تسنّن با هرچه كه از آن بوى حكمت و آزادى فكر مىآمد به سختى دشمنى داشت هيچگاه نميتوانست با ميل دل و ذوق طبيعى طالب شعر و ادبيّات و جوياى علم و حكمت باشد . تمام تظاهراتى كه در اين راه از محمود ديده شده از آن نظر بوده است كه وجود شعرا و علماى معروف در گرد دربار در آن ايّام از اسباب شكوه و جلال محسوب ميشده و شعرا با سرودن مدايح امرا و سلاطين و فضلا با نوشتن كتب و رسائل باسم ايشان بهترين وسيلهء نشر مفاخر و بلند آواز ساختن نام ممدوحين