حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

212

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

براى اطمينان از اعمال و افعال سالاران و سرهنگان زيردست خود عمرو هميشه جاسوسانى داشت كه جزئيّات كارهاى ايشان را به او خبر ميدادند و قاعدهء او اين بود كه غلامانى از خردسالى ميخريد و تربيت ميكرد و چون بحدّ رشد ميرسيدند آنان را برؤساى لشكرى و عمّال ديگر خود مىبخشيد ليكن سرّا به آن غلامان وظيفهء مخصوصى ميداد تا احوال ايشان را به او برسانند و از جانب آن طايفه بىخبر نماند . 3 - ابو الحسن طاهر بن محمّد بن عمرو بن ليث ( 287 - 296 ) بعد از اسير شدن عمرو ليث و هزيمت سپاه او بسيستان بزرگان لشكرى و كشورى نوادهء او ابو الحسن طاهر پسر محمّد را باميرى برداشتند امّا هنوز كار امير جديد ثباتى نيافته بود كه جمعى از سپاهيان دور ليث بن على بن ليث برادرزادهء عمرو و يعقوب را گرفتند و بين لشكر در اين خصوص اختلاف ظهور كرد و سبكرى غلام يعقوب هم كه سابقا از او ذكرى شد بعلّت جوانى طاهر و بىكفايتى و عيّاشى او زمام همهء كارها را در دست گرفت و باستبداد پرداخت در سال 289 طاهر بن محمّد بهمراهى ليث بن على و يك عدّه از سرداران ديگر از سيستان بفارس حركت كرد و برادر خود يعقوب را بنمايندگى خويش در سيستان گذاشت و غرض او از اين حركت آن بود كه فارس را كه پس از شكست عمرو ليث معتضد از صفّاريان گرفته بود مجدّدا به اين خاندان برگرداند . مكتفى خليفه بالاخره در سال 290 راضى شد كه در مقابل خراجى ساليانه فارس را بمقاطعه بطاهر واگذارد . طاهر هم پس از تعيين عمّالى براى نواحى فارس اختيار جميع امور آنجا را در كف سبكرى گذاشت و خود به شكار و عشرت‌پرستى پرداخت و به همين حال در 291 بسيستان برگشت و در آنجا محمّد بن خلف بن ليث « 1 » را كه

--> ( 1 ) - اين شخص پدر امير ابو جعفر احمد و جدّ خلف بن احمد مشهور است ( رجوع شود بحاشيهء صفحه 206 ) .