حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
171
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
آنكه بهاء الدّوله ابو على را بپناه خود خواست و چون او بواسط بملاقات بهاء الدّوله رفت ابتدا او را محترم داشت ليكن كمى بعد ويرا گرفت و كشت و مصمّم تسخير فارس گرديد . در سال 380 بهاء الدّوله خوزستان را فتح كرد و سپاهيان صمصام الدّوله را كه پس از مرگ برادرش ابو طاهر در فارس و خوزستان مستقل شده بود شكست داد . صمصام الدّوله بالاخره با بهاء الدّوله صلح كرد و قرار شد كه فارس و بهبهان ملك صمصام الدّوله باشد و خوزستان و عراق عرب در تصرّف بهاء الدوله بماند و به اين شرط بهاء الدّوله ببغداد برگشت . در اوايل ايّام امارت بهاء الدّوله از يك طرف موصل و ممالك آل حمدان در سال 379 از دست عمّال آل بويه بيرون رفت و از طرفى ديگر كرمان را در سال 381 امير خلف بن احمد صفّارى از چنگ ايشان بدر برد ولى بهاء الدّوله موصل را بار ديگر در تاريخ 382 به خود برگرداند و كرمان را هم در سال 390 مجدّدا تسخير كرد . در سال 382 صمصام الدّوله خوزستان را از تصرّف بهاء الدّوله بدر آورد و بهاء الدّوله به علت ضعف قواى لشكرى و بىپولى نتوانست برادر را از آنجا دفع كند و خوزستان تا دو سال در دست عمّال صمصام الدّوله بود تا آنكه در 384 بهاء الدّوله آنجا را مسخر خود ساخت ليكن باز سال بعد صمصام الدّوله آنجا را گرفت و اين دفعه تا بصره پيش راند و بر آنجا نيز مستولى شد و اين نواحى همواره بين دو برادر متنازع فيه بود تا آنكه صمصام الدّوله در سال 388 بدست يكى از پسران عزّ الدّولهء بختيار بقتل رسيد و به اين ترتيب انتقام قتل عزّ الدّوله از پسر عضد الدّوله قاتل او بدست پسرش كشيده شد . بهاء الدّوله فرصت را غنيمت دانسته فارس و خوزستان را از چنگ پسران بختيار و مدّعيان ديگر بيرون آورد و بار ديگر فارس و خوزستان و عراق تحت امر يك امير درآمد . بهاء الدوله در سال 403 پس از 24 سال امارت به همان مرض پدر خود