حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

153

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

جنگى كه در نزديكى بغداد با لشكريان مقتدر كرد فاتح گرديد و خليفه در 28 شوّال 320 بقتل رسيد و قاهر بخلافت برگشت دربار خلفاى عبّاسى در اين دوره‌ها محلّ توطئه و زمينه‌سازيهاى يكعدّه از رجال دربارى و سران لشكرى بر ضدّ يكديگر بود و خليفه كه هيچ قدرتى نداشت و غالبا براى گذراندن چرخ كارها بىپول ميماند هرچند روز بعوض كردن وزرا و جريمه و مصادره كردن ايشان يا مأمورين ولايات ميپرداخت و در اين كار هم آلت دست امرا و سران لشكرى متنفذ بود . قاهر محمّد بن ياقوت را دوباره روى كار آورد و اين عمل باعث ترس مونس و وزير يعنى ابو على بن مقله خوشنويس معروف كه دشمنان محمّد بن ياقوت بودند گرديد و ايشان كه حزبى قوى محسوب ميشدند خليفه را به سختى تحت فشار و نظر خود گرفتند . عاقبت قاهر بحيله جمعى از سپاهيان مونس را فريفت و بتدبير بر مونس دست يافت و او و جمعى از اصحاب و يارانش را در سال 321 كشت و از اين رهگذر آسوده‌خاطر گرديد ولى ابن مقله كه پنهان شده بود از پناهگاه خود دائما لشكريان را بر ضدّ قاهر تحريك ميكرد تا آنكه بالاخره موفّق شد كه بدست ايشان ابن خليفه را پس از يك سال و هفت ماه خلافت معزول كند و پسر مقتدر را با لقب الرّاضى باللّه بخلافت بردارد و خود وزارت او را در دست بگيرد . پسران رائق كه در سال 319 از طرف مقتدر بحكومت بصره و حوالى آن ولايت منصوب شده بودند بتدريج در آن حدود به تحصيل املاك و جمع مال پرداختند و در عهد قاهر حدود متصرّفات ايشان تا اهواز توسعه يافت و ادارهء اين قسمتها در دست پسران رائق بود تا آنكه در عهد راضى خليفه يعنى در سال 322 ابو الحسن علىّ بن بويه به شرحى كه ديديم بر آنها استيلا يافت امّا چون ابو الحسن على با خليفه صلح كرد و بفارس برگشت دوباره ابو بكر محمّد بن رائق بادارهء آن نواحى گماشته شد و اين ابو بكر متّحد و همدست ابن مقلهء وزير و دشمن محمّد بن ياقوت بود و پس از آنكه محمّد بن ياقوت بدست ابن مقله بزندان افتاد و در حبس مرد قدرت و شوكت ابو بكر بن رائق بيشتر شد