حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

146

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

6 - نوشيروان بن فلك المعالى ( 423 - 435 ) دو سال بعد از جلوس سلطان مسعود غزنوى بجاى پدر فلك المعالى منوچهر بگرگان مرد و چنين شهرت يافت كه او را خالش باكاليجار « 1 » كوهى پسر ويهان سپهسالار لشكر و حاجبسالارش زهر داده‌اند تا سلطنت نصيب باكاليجار شود چه منوچهر وارثى نداشت جز پسرى كودك بنام نوشيروان . باكاليجار پس از فوت منوچهر رسولانى پيش سلطان مسعود فرستاد و از او عهده‌دارى ادارهء ممالك فلك المعالى را براى خود استدعا كرد . مسعود پيشنهاد با كاليجار را پذيرفت و پس از بستن عهدى با او دخترش را نيز در عقد ازدواج خود آورد و با كاليجار بنام نوشيروان پسر كودك منوچهر زمام امور را بدست گرفت . در مدّتى كه سلطان مسعود براى جهاد به سمت هندوستان رفته بود ( در سال 425 ) باكاليجار سر در طريق عصيان نهاد و از پرداخت خراج ساليانه ابا كرد و با بعضى ديگر از مخالفين مسعود در رى و اصفهان همدست شد . مسعود در ربيع الاول سال 426 به طرف گرگان حركت كرد و چون اين خبر بباكاليجار رسيد نوشيروان پسر فلك المعالى را با خود برداشت و بسارى پناهنده شد . مسعود پس از تسخير گرگان و استراباد بسارى آمد . باكاليجار ناچار بانوشيروان به طرف كجور و گيلان رفت و مسعود براى دستگيرى او پيش ميراند تا بآمل رسيد و در جمادى - الاولى از اين سال در محلّ ناتل از آباديهاى مغرب آمل بر سپاه باكاليجار غلبه كرد و

--> ( 1 ) - اين كلمه كه بعضى آن را بغلط باكالنجار خوانده‌اند تلفظ ديلمى ابو كاليجار است و ظاهرا لغتى است مركب از ابوى عربى و كاليجار يعنى كارزار فارسى و آن ترجمهء عوامانه‌ايست از ابو الهيجاء يا ابو الحرب عربى . اين لقب در ميان ديالمه معمول بوده و بعضى از آل بويه هم اين اسم را داشته‌اند .