حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
131
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
مرداويج و على بن بويه در اين تاريخ ماكان كه از دست مردآويج و عمّال او چند بار شكست يافته و باميد تصرف گرگان و استيلاى مجدّد بر طبرستان در خراسان در پناه سامانيان ميزيست پس از صلح مردآويج با امير نصر تير آرزويش به سنگ آمد و پريشان و سرگردان گرديد و به همين علت اتباعش او را ترك گفتند و هر كدام به طرفى رفتند و از جملهء ايشان بودند پسران بويهء ماهيگير كه از مدّتى پيش در خدمت او ميزيستند . پسران بويه بماكان گفتند كه چون ما و ياران ما در اين ايّام تيره سربار مخارج توايم صلاح در آنست كه ما را مرخص كنى تا هر وقت كه كارها سر و صورتى بهتر يافت به خدمت تو برگرديم . ماكان به اين امر رضا داد و پسران بويه با اتباع خود مستقيما از پيش ماكان به خدمت مردآويج آمدند . امير زيارى مقدم ايشان را گرامى داشت و هر كدام از آن برادران را مأمور يك قسمت از عراق عجم كرد از آن جمله على را كه بعدها عماد الدوله لقب يافت نامزد كرج نمود امّا كمى بعد مردآويج از تقسيم ولايات مهمّ خود بين پسران بويه و سرداران ديگر ديلمى پشيمان شد و خواست كه از حركت ايشان بصوب مأموريّت جلوگيرى كند به اين جهت نامهاى برى ببرادر خود وشمگير و وزير خويش حسين بن محمّد قمى يعنى پدر ابن العميد معروف كه او نيز در رى پيش وشمگير بود نوشت كه مأمورين را از حركت بازدارد و اگر از آن جماعت كسى حركت كرده باشد او را بازخواند . محمّد بن حسين عميد كه مشمول مراحم على بن بويه شده بود « 1 » پيش از آنكه مراسلهء مردآويج را بوشمگير بنماياند على را از تصميم مردآويج آگاهاند و شبانه او را به كرج حركت داد . صبح آن شب نامهء مردآويج را بوشمگير نشان داد و مانع حركت مأمورين ديگر شد چون وشمگير خواست كه كسان به عقب على بفرستد و او را بازگرداند وزير به اين بهانه كه على بميل برنخواهد گشت و ممكنست كه اين عمل او را بر مرداويج عاصى كند وشمگير را منصرف ساخت على به كرج رسيد و از همان
--> ( 1 ) - على پس از آنكه برى رسيد از تمام دارائى مالك استرى بود آن را بمعرض فروش گذاشت . عميد وزير مردآويج استر را به مبلغ 200 دينار خريد و آن وجه را پيش على فرستاد . على از اين مبلغ فقط ده دينار برداشت و باقى را به خدمت وزير برگرداند و به اين طريق او كه در پى انجام خيالاتى بلند بود دل وزير را با خود يكى كرد .