حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

127

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

با وجود تمام لشكركشيهاى سرداران اسلام مساكن ديالمه بر روى ايشان گشوده نشد و اين طايفه سر تسليم فرود نياوردند و به همان كيش قديم و آداب باستانى باقى ماندند . از مسلمين تنها كسانى كه توانستند در اين ناحيه نفوذ كنند سادات علوى بودند كه در خلافت متوكّل و مستعين به علت آزار اين دو خليفه بكليهء علويان بكوهستانهاى طبرستان و ديلم پناه جستند و چنان كه در فصل راجع بدعاة علوى طبرستان ديديم اين طايفه پس از مدّتى اقامت در آن حدود موفّق بجمع پيروان و يارانى كثير شدند و اسلام بدست ايشان در خاك ديلم انتشار يافت . پيش از گرويدن ديالمه باسلام ديلمستان پيش مسلمين حكم دار الحرب داشت يعنى سرزمينى كه مسكن كفار است و جنگ با مردم آن ثواب جهاد و غزاء را دارد . حكّام رى و قزوين و طبرستان هم گاه‌گاهى بحدود خاك ديلم ميتاختند و جمعى از ديالمه را باسيرى ميگرفتند و ميفروختند و يا بعنوان هديّه پيش خليفه ميفرستادند و به همين علت ديلم تا مدّتى در ميان مسلمين مانند زنگى و هندو معنى غلام اسير و مولى را پيدا كرد . از خاندانهاى قديم ديلم خاندان آل جستان كه در حدود رودبار منجيل و قصبهء ديلمان امروزى امارت داشتند از همان اوان قيام حسن بن زيد داعى كبير تبعيت او را قبول كردند و جستانيان در تمام مدّت امارت داعيان بر طبرستان صميمانه يار و ياور ايشان بودند و هر وقت داعيان از گرگان و طبرستان رانده ميشدند باراضى آل جستان پناه مىجستند . در مدّت سيزده سالى كه ناصر كبير بر اثر استيلاى آل سامان بر طبرستان در ديلمان منزوى ميزيست ( از 287 تا 301 ) تمام همّ او مصروف به مسلمان كردن بقيهء مردم ديلم و اشاعهء آداب و احكام اسلام در ميان ايشان بود و چون ناصر شخصا صفاى ايمان تمام و علم و زهد كامل از خود نشان ميداد اكثر مردم ديلمستان بميل به او مىگرويدند