حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

115

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

1 - حسن بن زيد داعى كبير ( 250 - 270 ) شورشيان برياست عبد اللّه ابن وندا اميد نامه‌اى به آن علوى يعنى حسن بن زيد بن اسمعيل المعروف بحالب الحجاره كه او نيز از فرزندان امام حسن مجتبى بود برى فرستادند و او را برويان دعوت كردند حسن بن زيد در 25 رمضان سال 250 بقصبهء كلار از آباديهاى سرجدّى بين گيلان و طبرستان ( در جلگهء كلاردشت حاليّه ) آمد و مردم به او بيعت كردند و حسن لقب داعى الخلق الى الحقّ يا داعى كبير يافت و مؤسس سلسلهء علويان طبرستان شد . حسن بن زيد پس از استيلا بر رويان و چالوس و رى جمعى از دعاة علوى را بعنوان دعوت به اطراف طبرستان و ديلم فرستاد و مردم گروه‌گروه به او پيوستند از جمله عدّه‌اى از بزرگان ديلم به خدمت او درآمدند و كار حسن سخت بالا گرفت . محمّد بن اوس يكى از سران سپاهى خود را بدفع حسن فرستاد ليكن داعى به سهولت او را منهزم نمود و در 23 شوّال 250 بآمل وارد شد و از آنجا حكّامى براى كلار و رويان و چالوس تعيين نمود . مدّعى بزرگ حسن بن زيد در مازندران اميرى بود از خاندان اسپهبدان آل قارن بنام قارن بن شهريار كه در حدود 240 قبول اسلام كرده و با پذيرفتن اداى خراج از طرف طاهريان در قسمت شرقى مازندران حاليه امارت مىنمود . قارن ابتدا خواست بحيله بر حسن دست يابد و او را بملاقات خواند تا به او دست بيعت دهد ليكن حسن از نقشهء او آگاه شد و بدعوت قارن اعتنائى نكرد قارن هم با سليمان بن عبد اللّه طاهرى و جمعى از بزرگان خراسان دست يكى كرد و جمعا بجنگ داعى كه در آمل بود آمدند . اين بار هم فتح نصيب داعى شد بخصوص كه اسپهبد ديگرى باسم فادوسبان از داعى طرفدارى نمود و اين دو دلاور جمع كثيرى از سپاهيان سليمان و قارن را كشتند .