حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
86
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
سفاح بخلافت دست بيعت دادند و سفاح كه اوّلين خليفه از خاندان عباسى است به زودى بر عراق مسلط گرديد و مردم اين نواحى مخصوصا ايرانيان عراق و الجزيره علىرغم بنى اميه خلافت او را بشادى پذيرفتند . مروان براى جلوگيرى از لشكريان ابو العباس كه به طرف شمال عربستان يعنى شهر زور مشغول پيشرفت بودند با 120000 سپاهى به طرف وادى علياى نهر زاب كبير پيش آمد و دو گروه در ساحل يسار اين رودخانه بهم برخوردند . سردارى سپاه عباسى با عبد اللّه بن على عمّ ابو العباس بود . جنگ نه روز طول كشيد عاقبت در نتيجهء رشادت خراسانيان اتباع بنى عباس سپاه شامى مروان شكستى سخت خوردند و مروان بدمشق گريخت و چون در هرجا ميرفت عباسيان او را تعقيب و مردم لعنش ميكردند در شام و فلسطين نتوانست بماند و ناچار بمصر عليا پناهنده شد و در آنجا در كنيسهاى بدست يكى از طرفداران بنى عباس افتاد و او آخرين خليفهء اموى را در ذى الحجّهء سال 132 بقتل رسانده سرش را بكوفه پيش ابو العباس سفاح فرستاد . فتح زاب كه قسمت عمدهء آن كار ايرانيان و اتباع خراسانى بنى عباس بود در حقيقت اين قوم را بكشيدن انتقام ديرينه از بنى اميه قادر كرد و هواخواهان ايشان يعنى بنى عباس را بر روى كار آورد و راه براى دخالت مستقيم عنصر ايرانى در امور خلافت و گرفتن بزرگترين مشاغل آن باز شد . بعد از فتح زاب عبد اللّه بن على از راه فرات عليا به طرف دمشق پيش راند و پس از محاصره و فتح پايتخت بنى اميه جميع امويانى را كه در آنجا بودند كشت و با روى آن را با خاك يكسان نمود و نعش خلفاى اموى را از قبر خارج كرده سوخت سپس به عقب مروان بمصر تاخت و در نتيجه آن مملكت را هم تحت بيعت برادرزادهء خويش آورد .