حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
78
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
در آنجا اقامت كند در نقطهاى كه فقط محل نزول كاروان بود به خيال بناى شهرى افتاد و در آن نقطه در سال 50 شهرى ساخت كه قيروان ناميده شد و قيروان تحريف شدهء همان كلمهء كاروان فارسى است . اين شهر به زودى اعتبار كلى يافت و مركز افريقيه و بعدها پايتخت يك عدّه از امراى مسلمان افريقا گرديد . فتوحات عمدهاى كه در عهد بنى اميه نصيب مسلمين شده اكثر در عهد خلافت وليد و بعد از او در ايّام هشام بوده است و خلاصهء آنها چنين است : 1 - در طرف مشرق عامل حجاج بن يوسف بر خراسان يعنى مهلّب بن ابى صفره ختلان و خجند را فتح كرد سپس در عهد سليمان بن عبد الملك پسر مهلّب يعنى يزيد با سپاه عظيمى از مردم شام و مصر و خراسان بهواى تسخير چين بجرجان آمد و چون ديد تسخير چين كارى آسان نيست از جرجان متوجهء طبرستان شد و برادر خود خالد را بجنگ اسپهبد طبرستان فرستاد . اسپهبد غالب آمد و برادر يزيد را كشت . ناچار يزيد از در مسالمت درآمد امّا چندى بعد به قصد انتقام از راه رى بر دماوند حمله برد و مردم آنجا را قتلعام كرد ليكن باز نتوانست قدم به خاك اصلى طبرستان گذارد و طبرستان به همين حال بود تا عهد بنى عباس و در اين مدّت ايرانيان طبرستان هر وقت فرصتى مىيافتند مسلمين مجاور خود را بقتل ميرساندند و منصور خليفهء عباسى همه وقت از جانب طبرستان و مردم پشت البرز اظهار نگرانى مىكرد و ميگفت بلاى جان بنى عباس جماعتى هستند كه در پس اين كوه مقرّ دارند بالاخره هم به شرحى كه خواهيم ديد امرا و پادشاهانى كه در طبرستان و گيلان حكومت مىكردند بزرگترين دشمنان بنى عباس بودند و با اينكه موفق نشدند همه وقت خيال برانداختن خاندان عباسى و برگرداندن دولت را بايرانيان داشتند و از ايشان امراى سلسلهء آل بويه بالاخره بر بغداد استيلا يافتند و خليفه را مطيع خويش ساختند . عامل ديگر حجّاج بر خراسان كه قتيبة بن مسلم نام داشت چغانيان را گشود و يكى از سران سپاهى او يعنى نصر بن سيّار بر فرغانه مسلّط گرديد و به اين ترتيب حدود ممالك اسلامى بمراكز آسيا و مرز چين رسيد .