حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
63
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
مقام و دشمنان شخصى آن حضرت مصادف گرديد به اين معنى كه طرفداران عثمان چون از درستى و سختگيرى علىّ بن ابى طالب در رعايت عدل و پيروى سيرهء حضرت رسول آگاه بودند و ميدانستند كه او بلادرنگ دست ايشانرا از كار كوتاه و جلوى بىاعتداليهاى ايشانرا خواهد گرفت سر بمخالفت برداشتند و پيش قدم اين جماعت مروان بن الحكم و ساير بنى اميه بودند مخصوصا چون علىّ بن ابى طالب غالب عمّال و ولاة عثمان را از ولايات برداشت از آن جمله معاويه را از شام معزول كرد او كه در آنجا براى خود به ترتيب دستگاه سلطنتى مشغول بود زير اين بار نرفت و شام مركز اجتماع بنى اميه و ساير مخالفين و توطئهكاران بر ضد على بن ابى طالب شد و معاويه ظاهرا بخونخواهى عثمان ( كه بدست مردم مصر هواخواهان على بن ابى طالب و محمد بن ابى بكر از ياران مخصوص آن حضرت بقتل رسيده بود ) و باطنا به قصد مستقل ساختن خود در شام بر خليفهء جديد قيام نمود . طلحه و زبير هم با وجود قبول بيعت پس از چهار ماه چون على از فرستادن ايشان بحكومت بصره و كوفه ابا نمود از مدينه بمكّه فرار كردند و در آنجا گفتند كه بيعت ما با علىّ بن ابى طالب از ترس جان بود و ما او را شايستهء اين مقام نمىدانيم . كسى كه بيش از همه آتش خصومت با خليفهء جديد را دامن ميزد امّ المؤمنين عايشه بود كه خلافت را براى طلحه ميخواست و او در موقعى كه على بخلافت اختيار شد به حج بمكّه رفته بود . عايشه در مراجعت از حج شنيد كه عثمان بقتل رسيده . از اين خبر متأثر نشد چه او خود از كسانى بود كه مردم را بر ضدّ عثمان اغوا ميكرد ولى همين كه كمى بعد اطلاع يافت كه مقصود او به عمل نيامده يعنى بجاى طلحه علىّ بن ابى طالب بخلافت منصوب شده فرياد وا عثماناه بركشيد و بمكّه برگشت تا مردم را بكشيدن انتقام قتل عثمان كه بعقيدهء او بتحريك على بن ابى طالب صورت گرفته برانگيزاند . در ميان اصحاب رسول اللّه از مهاجر و انصار نيز عدّهاى بيعت على بن ابيطالب را نپذيرفتند از آن جمله بود نعمان بن بشير كه پيراهن خونآلود عثمان را برداشته بشام