حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
49
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
چون خلافت بعمر رسيد پدر مختار معروف يعنى ابو عبيد ثقفى از طرف خليفه بسردارى سپاه مأمور فتح ايران نامزد و روانه گرديد و بمثنى بن حارثه دستور داده شد كه مطيع امر سردار جديد باشد . عمر بمثنى پيغام داد كه اگر شتابزدگى تو در كارها نبود سردارى سپاه را به تو مىسپردم اما چون براى ادارهء جنگ مردى محتاط و با درنگ لازمست ابو عبيد را برگزيدم . ابو عبيد در طىّ راه هرجا بقبايل عرب ميرسيد ايشانرا بنام جهاد بغارت ايران تطميع ميكرد و به اين تدبير جمع كثيرى از اين مردم را كه عمر به اين عمل ميگذراندند با خود به طرف ايران كشاند و ابتدا به سمت خوزستان پيش راند ليكن پس از غارت و تسخير عدّهاى از آباديهاى آن ناحيه بعزم فتح مداين پاىتخت ساسانيان و عبور از فرات بحيره برگشت . واقعهء جسر ( رمضان سال 13 ) ( رمضان سال 13 ) - مردم حيره از قديم بر روى شطّ پلى ساخته بودند كه بتوسط آن بساحل يسار رودخانه مىآمدند و از اين طريق با عراق ارتباط داشتند . اين پل در اين تاريخ سست و در پارهاى قسمتها خراب شده بود . ابو عبيد به تعمير آن امر داد و چون از اصلاح آن فارغ شد با عدّهاى از سپاهيان اسلام از شطّ گذشت . ايرانيان در اين طرف رودخانه بسردارى مردانشاه كه پادشاه ايران او را بهمن و عرب ذو الحاجب يعنى داراى ابروان دراز لقب داده بودند جلوى لشكريان ابو عبيد را سدّ كردند و جنگ سختى درگرفت و جمع كثيرى از مسلمين بدست ايرانيان بقتل رسيدند از آن جمله ابو عبيد و برادر و برادرزادهاش هلاك شدند و مسلمين شكسته و منهزم بسردارى مثنى بحيره برگشتند و خبر هزيمت خود را بمدينه بعمر نوشتند . شكست جسر « 1 » و قتل ابو عبيد چنان عمر را متأثر ساخت كه در مدّت يك سال از شدّت تألم نام عراق را به زبان نمىآورد تا آنكه پس از گذشتن سالى او در مدينه و مثنى در حيره مردم را بجهاد بر ضدّ اهل ايران تحريص و بغارت خزاين ملوك ساسانى
--> ( 1 ) - شكست جسر را مسلمين به علت محلى كه اين واقعه در آنجا رخ داده بود يوم قس الناطف هم ميگويند