حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
37
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
يهود بكعبه برگردانند و يهود را بزرگترين دشمنان اسلام بشمارند و آيات عديده در لعن و طعن اين قوم نازل شد و مسلمين براى تنبيه و منكوب كردن ايشان به چند جنگ اقدام كردند . غزوهء احد در سال سوم هجرى قريش براى كشيدن انتقام شكست بدر تحت سردارى ابو سفيان جمعيتى قريب 3000 نفر گرد آوردند و از مكّه بجانب مدينه حركت كردند و در جزء اين جماعت زوجهء ابو سفيان يعنى هند با پانزده زن ديگر بودند كه دفكوبان مردمرا بخونخواهى كشتگان روز بدر تحريض مىنمودند و بر مرگ ايشان گريه و ندبه ميكردند . سپاهيان قريشى در چهارم رمضان سال سوم هجرت بنزديك مدينه رسيدند و مسلمين از خبر وصول ايشان در اضطراب افتادند و بين رؤساى ايشان در طرز مدافعه اختلاف بروز كرد ، رأى حضرت رسول اين بود كه مسلمين در مدينه بمانند و در همانجا از خود دفاع كنند در صورتى كه اكثر صحابه بر اين عقيده شدند كه بايد بجلوى قريش شتافت و قبل از آنكه ايشان بمدينه برسند با آن جماعت دست به كار جنگ زد . حضرت رسول بالأخره با رأى صحابه موافقت كرد و با هزار تن از مسلمين از مدينه خارج شده بدرهء احد در سر راه مدينه به مكه فرود آمد و در اينجا يكى از صحابه كه طرفدار ماندن در مدينه بود راه خلاف پيش گرفته با ياران خود پيغمبر و اصحاب را ترك گفت و بمدينه برگشت و جمعيت مسلمين بهفتصد نفر كه فقط دو تن از آنان سواره بودند منحصر شد . در واقعهء احد كه در 7 رمضان سال سوم هجرى رخ داد مسلمين شكست خوردند و با اينكه حمزه عمّ رسول اللّه در جنگ شجاعت بسيار بخرج داد بالاخره نتيجهاى عايد مسلمين نشد و حمزه در اين واقعه بقتل رسيد « 1 » و حضرت رسول هم زخم شديد برداشت و كفار قريش پس از فتح نسبت بمقتولين مسلمين حركات زشت كردند از جمله هند زن ابو سفيان امر داد تا جگر حمزه را بيرون آوردند و از شدّت كينه و خشم آن را خورد و به همين جهت او را هند جگرخوار ( آكلة الأكباد ) لقب دادند . سردارى يك قسمت عمده
--> ( 1 ) - حمزه را مسلمين پس از كشته شدن « سيد الشهداء » ناميدند .