حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
16
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
عرب قحطانيه بود آب فراگرفت طوايف اين دسته از اعراب چنان پراكنده و بگوشه و كنار فرارى شدند كه اثرى از وجود سابق ايشان در نواحى سبا بجا نماند بخصوص كه جمعى از آنان نيز بهلاك رسيدند و بقيه هم به طرف شمال عربستان هجرت نمودند و به همين علت است كه تفرّق ساكنين سبا و درهم گسيخته شدن رشتهء ائتلاف عرب قحطانيه در عربى عنوان مثل پيدا كرده و قرآن براى تنبيه مسلمين تفصيل آن و شرح سيل عرم را بلسان موعظت و عبرت در طىّ آياتى چند يادآور شده است « 1 » . استيلاى حبشه بر يمن دولت تبابعه نسبت بدولت سبا جنگىتر است چه در اين دوره بعضى از تبّعهاى يمن بلشكركشى اقدام كرده و با نواحى اطراف بجنگ و جدال پرداختهاند . مشهورترين تبابعهء دولت حميرى ظفار شخصى است بنام ذونواس كه با پادشاه بزرك ساسانى ايران يعنى خسرو انوشيروان معاصر بوده و چون اين تبع بكيش يهود اظهار تمايل ميكرده و بتحريك ايشان بر عيسويان يمن سخت ميگرفته اين ملت اخير بامپراطور روم حامى كل عيسويان مشرق توسل جستند و امپراطور هم بنجاشى يعنى پادشاه حبشه كه عيسوى و عامل دولت روم در مدخل اوقيانوس هند بود دستور داد كه بدفع ذونواس و رفع آزار يهود از عيسويان يمن اقدام نمايد . يمن و اراضى ديگرى از عربستان كه در حوالى باب المندب و مدخل اوقيانوس هند و بحر احمر واقع شده بودند به علت واسطه بودن بين هندوستان و آسياى شرقى از طرفى و مصر و ممالك روم از طرفى ديگر اهميت تجارتى و موقع جغرافيائى قابل توجهى داشتند به همين جهت دو دولت ايران و روم كه از همه جهت در آسيا رقيب يكديگر بشمار ميرفتند جدّ مخصوصى براى بسط نفوذ و استيلاى خود بر اين قسمت داشتند على الخصوص در عهد انوشيروان چه اين شاهنشاه بر اثر فتح جزيرهء سرنديب و توسعهء دامنهء سيطرهء خود تا آبهاى حوالى هندوستان راههاى تجارتى اوقيانوس هند به طرف افريقا را هم تحت نفوذ ايران درآورده بود و روميها كه به تحصيل امتعهء نفيسهء هند و ابريشم چين كمال احتياج
--> ( 1 ) - از جمله در آيهء : « وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ » در سورهء سبا آيهء 18 و ساير آيات اين سوره .