حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
7
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
آب نهايت آرزوى او و خيرخواهان اوست . تنها منبع آبى كه در اين قبيل نواحى بچنگ ميافتد يا آب كاريزهائى است كه پس از حفر مقدارى از زمين و بالا آوردن آب بمدد دولاب ( به عربى ناعوره ) دسترسى به آن ميسر ميگردد و يا آبهاى بارانهاى موقتى و واديهاى غير دائمى كه بايد آنها را بوسيلهء انبارها و با بستن سدّ در ميان دو كوه كه مجراى رودخانههاست و ذخيره كردن آن در پشت اين قبيل بندها از هدر رفتن مانع شد به همين علت آباديهاى عربستان يا در كنار قنوات و چشمهسارها بنا شده و يا در كنار سدّها و حفر قنات و بستن سدّ از هنرهاى قديم مردم شهرنشين عربستان بوده است . آباديهاى جزيرة العرب چنان كه اشاره كرديم همه حكم و احاتى را دارند كه در كنار كاريز يا چشمهاى ايجاد شده همين كه از شهر خارج شوند بلافاصله باديه شروع ميگردد فقط چون مردم باديه يا براى معاوضه محصول اغنام و احشام خود با كالاهاى شهرى و يا براى زيارت باينگونه بلاد رفتوآمد دارند چند رشته راههاى كاروانى آباديهاى عمدهء عربستان را كه همه در دو قسمت بالنسبه معمورتر اين سرزمين يعنى در يمن و حجاز قرار دارند با خارج مرتبط ميسازد حتى علت اصلى بوجود آمدن بعضى از اين شهرها مثل مكه وقوع جايگاه آنست در محل تقاطع راههاى كاروانانى كه از نجد و يمن و حضرموت و حجاز و بحر احمر متوجه اطراف ميشوند . مورخين عرب سكنهء عربستان را مقارن ظهور اسلام به دو دستهء متمايز تقسيم ميكردند : يكدسته ساكنين باديه كه در زير چادرهاى مويين و پشمين زيست ميكردند و تمام هستى مادى ايشان به همان چادرها و مقدارى گوسفند و اسب و شتر و مختصر اثاث البيتى منحصر بود ديگر دستهاى كه در آباديها مقيم بودند و از خشت پخته يا خام منازلى داشتند و از تشكيلات و تأسيسات اجتماعى صورت سادهاى در ميان ايشان ديده ميشد . دستهء اول را اهل به دو يا اهل و بر « 1 » و دستهء دوم را اهل حضر يا اهل مدر « 2 »
--> ( 1 ) - و بر به عربى يعنى پشم و اهل و بر يعنى كسانى كه از پشم لباس و خيمههاى خود را درست ميكردند و به همين جهت اهل و بر مرادف بدوى است ( 2 ) - مدر به عربى يعنى گل و اهل مدر كسى است كه از گل و خشت خانه ميساخته يعنى شهرنشين در مقابل بدوى يا اهل و بر .