حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

پيشگفتار 21

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

غلاف كتاب كه شخص در وهلهء اول ميخواند كه : « دورهء تاريخ عمومى . . . تأليف ميرزا عباسخان » نه « اثر ميرزا عباسخان » استقامت سليقهء مؤلف حدس زده مىشود چه كلمهء « اثر » بصيغهء مفرد چنان كه آقاى مرزبان بن رستم باوندى در « شفق سرخ » تحقيق كرده‌اند هرگز نه در عربى نه در فارسى بمعنى كتاب و تأليف و تصنيف استعمال نشده است و اين اصطلاح خنك نيز سوغات تركهاست كه در دنيا هيچ چيزى را شرط هيچ چيزى نميدانند . همچنين بعضى تعبيرات غلطى كه اين اواخر جرايد طهران اختراع كرده‌اند از قبيل « فوق الذكر » بمعنى « مذكور در فوق » از اول تا به آخر كتاب يافت نميشود و همه جا مؤلف در مثل اين مورد « سابق الذكر » تعبير كرده است ، و ما نميدانيم منشأ اين تعبير « فوق الذكر » كه غلط فاحش و دال بر بىسوادى مطلق استعمال‌كنندهء آنست از كجاست ، زيرا « فوق الذكر » بمعنى بالاى ذكر و ما فوق ذكر است نه بمعنى « مذكور در فوق » نظير فوق‌العاده و فوق النصور و فوق الوصف و فوق الارض و غيرها ، و اگر « فوق الذكر » بمعنى « مذكور در فوق » درست باشد پس بايد « تحت الذكر » و « ذيل الذكر » و « قبل الذكر » و « بعد الذكر » ( بمعنى « مذكور در پائين يا در ذيل يا قبل از اين يا بعد از اين » ) نيز همه درست باشد ، و حال آنكه هيچكس و حتى جرائد طهران گمان نميكنيم اين تعبيرات را استعمال كرده باشند و لجام گسيختگى را به اين درجه دامنه داده باشند . بطور كلى شرط در استعمال اين نوع تركيبات عربى در آن معانى مذكوره آنست كه كلمه اول صفت باشد مثل : سابق الذكر ، مار الذكر ، آتى الذكر ، و از همه بهتر و سهلتر براى كسى كه از قواعد عربى اطلاع ندارد آنست كه از استعمال تركيبات عربى مهما امكن اجتناب ورزد تا درين چاله‌ها نيفتد ، مثلا بجاى تركيب مضحك « فوق الذكر » صاف و ساده بگويد « مذكور » « مزبور » يا « مرقوم در فوق » يا « گذشته » و نحو ذلك ، چه لازم است كسى كه عربى نميداند از خود عربى من درآوردى اختراع نمايد ، عربى ندانستن عيب نيست ولى استعمال كردن عيب بزرگى است ، يا به همان فارسى متداول شيرين سهل و سادهء خودمان بايد اقتصار كرد يا اگر كسى ميل باستعمال تعبيرات عربى دارد بايد قبلا تحصيل سواد عربى كرده باشد .