حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 284

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

دوّم - ادخال معتقداتى پاك‌تر و اخلاقى عالىتر در آسياى غربى و شرق نزديك نسبت به آنچه قبل از آنها اكثر ملل قديمه داشته‌اند ( باستثناى بنى اسرائيل ) سوّم - طرز سلوك با ملل تابعه و اداره كردن آنها موافق اصولى كه باعث نزديكى ملل اقوام بهمديگر گرديده و زمينهء اختلاط و آميزش آنها را با يكديگر مهيّا نموده اين طرز حكومت براى مللى كه بعد از آريانهاى ايرانى آمدند سرمشق مملكت‌دارى شد و بعد بمرور تكميل گرديد تا به پايه كنونى رسيد چهارم - تصرّفات در صنايع قديمه باندازه‌اى كه آن را ظريف‌تر و زيبا نمود پنجم - تبديل خطّ ميخى مشكل به خطّ ميخى آسان‌ترى امّا راجع بموقع آريانهاى ايرانى در عالم قديم با يك نظر سطحى به نقشهء آسيا و اروپا و افريقا حل مسئله خيلى آسان است ايران قديم آسياى شرقى و وسطى و هند را با دنياى غربى اتّصال ميداد و چون دريانوردى در آن عهد آسان نبود زيرا قطب‌نما و بسيارى از چيزهاى لازم را فاقد بودند روشن است كه اين موقع چه اهمّيتى داشته : ايران قديم در سر راه تجارت بين‌المللى و مهاجرت مردمان تازه‌نفس آسياى وسطى به طرف غرب واقع شده بود چه مردمانى در اعصار قبل از تاريخ از ايران گذشته به طرف غرب رفته‌اند معلوم نيست همين قدر راجع بازمنه قبل از تاريخ مى - بينيم كه داستانهاى ما پر است از جنگهاى ايرانيها با مردمان شمالي كه بايران هجوم ميآورند و در ادوار تاريخى هووخشتر و كوروش چندين سال متوالى در امور شمالى ايران غوطه‌ورند و شاهان اشكانى و ساسانى همانقدر كه با روم در گيرودارند با مردمان شرقى نيز در جنگند اگر كيفيّات اين جنگها را نميدانيم از اين جهت است كه آثارى باقي نمانده پس معلوم است كه ايران از يك طرف تمدّن خود را در شرق انتشار ميداده - راههاى تجارت را آماده و درياها را بهم نزديك ميكرده - امنيّت را براى