حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 270
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
بتوسّط چهار نفر زرتشتى از هرات و سيستان و غيره براى حاكم طوس ابو منصور ابن عبد الرّزاق به فارسى ترجمه شد هيچكدام از اين كتابها عجالتا بدست نيامده ولى اكثر محقّقين عقيده دارند كه دقيقى و فردوسى از اين كتابها استفاده كردهاند نوشتههاى نويسندگان قرون اوليّه اسلام دلالت مىكند بر اينكه از اواسط دوره ساسانى در ايرانيها توجّهى بفنون و ادبيّات پيدا شده و در زمان انوشيروان اين نهضت ادبى شديدتر گرديده بود زيرا صاحب كتاب الفهرست اسامي كتب زيادى ذكر كرده كه از زبان پهلوى به عربى ترجمه شده و در قرن چهارم اصل و ترجمه آنها در دست بوده عدّهء اين كتابها قريب به هفتاد است و به پنج قسمت ميتوان تقسيم كرد راجع به : 1 - طب و بيطارى 2 - امور مذهبى 3 - فنون جنگى 4 - سياست و مملكتدارى « 1 » 5 - قصص و حكايات بزمي كه حالا موسوم برمان است ادبيّات راجع بادبيّات منثور علاوهبر كتبى كه بعقيدهء بعضى از علماء از زمان ساسانيان مانده و بما رسيده است ( مثل كارنامه اردشير بابكان و يادگار زريران و غيره ) قرائن ديگرى نيز حاكي است كه نوشتن قصص و حكايات رزمى و بزمى معمول آن دوره بوده زيرا اوّلا حكاياتى در زمان ساسانيان وجود داشته كه قسمتى از آن در تاريخ داستانى ايران داخل شده مانند حكايت بهرام چوبين و غيره ثانيا راجع به بعضى از حكايات بزمي و رزمى كه در قرون اوليّه اسلام نوشتهاند ظنّ غالب اين است كه اصل آنها در زبان پهلوى نوشته شده بود مثل قصّه ويس و رامين - وامق و عذرا - خسرو و شيرين و فرهاد - زال و رودابه - بيژن و منيژه و غيره بالاخره چنان كه
--> ( 1 ) - اسامي بعضى از كتابهاى نوع چهارم اين است : وصيّت نامه اردشير بشاپور - وصيّتنامه انوشيروان بهرمز و جواب او - نامه انوشيروان بمرزبان و جواب او - كتاب انوشيروان به بزرگان ملت در تشكر - كتاب چيزهائى كه به حكم اردشير از كتابخانهها استخراج شده راجع به آنچه در باب سياست و مملكتدارى نوشتهاند - وصيّتنامه انوشيروان باهل بيت خود - نامه تنسر - اسامى كتابهاى نوع پنجم در ذيل بيايد