حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 256
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
زياد است و ليكن معروفترين آنها به سى ميرسند و هريك از روزهاى ماه بيكى از آنها اختصاص دارد ( يزت ) ها به دو طبقه تقسيم شدهاند طبقهء آسمانى و زمينى در رأس طبقه آسمانى هرمز قرار گرفته و بهترين يزتهاى زميني زرتشت است هركدام از يزتها نيز چيزى را حمايت مىكند : چنان كه آفتاب و ماه و ستارهها و آب و آتش و خاك و باد و نيز معانى از قبيل راستى و درستى و توانائى و پيروزى و آرامش و آشتى و غيره هركدام در تحت حمايت و سرپرستى يكى از يزتها است پس از آنهاباز وجودهاى مجرّدى ميآيند كه به فروشى موسوماند هركدام از اينها حكم ملكى را دارد كه حافظ انسان است قبل از تولّد انسان اين ملكها در آسماناند و بعد از فوت او با روح وىباز به آسمان ميروند در مقابل لشگر هرمز اهريمن نيز لشگرى دارد و باران او را ديو ( دئو ) گويند در رأس اينها اهريمن قرار گرفته و در مقابل امشسپنتان شش ديو يا عفريت وجود دارند كار اهريمن و ديوها اين است كه نگذارند خوبى پيشرفت كند تاريكى و بدى و دروغ و طغيان و تكبّر آفريده اهريمن است و اگر اهريمن نتواند از خوبى جلوگيرى كند لااقل سعى مىكند از نتايج آن بكاهد هرمز زندگى را آفريد و اهريمن مرك را سلطنت او سلطنت تاريكى است يك تاريكى كه حدّ و حصر ندارد جهنّم پر است از ديو و دروغ و پ ايريكا ( تصوّر ميكنند كه اين لغت بمعنى پرى باشد ) و اژدها ( آژىدهاك ) و ابو الهولهاى ديگر كه آفريده اهريمناند چنان كه امشسپنتان و يزتها حامى آفرينش خوب ميباشند ديوها و ارواح بد حامى آفرينش بد هستند مثلا « دروج » حامى چيز هاى دروغ است و در مقابل وهومنه ( انديشه نيك ) اكمنه ( انديشه بد ) است خلقت عالم را آوستا و مخصوصا كتب پهلوى چنين بيان ميكنند در ابتداء اهورمزد عالم ارواح را آفريد و بر آن بىمانع سه هزار سال سلطنت كرد پس از آن اهريمن از تاريكى بيرون آمده بعنف داخل عالم روشنائى شد و چشمان