حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 254

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

موقعى كه اسكندر مقدونى بقصر سلطنتى تخت جمشيد آتش زد بسوخت و يونانيها نسخه ديگر آن را از گنج شاپيكان كه معلوم نيست كجا بوده بدست آورده قسمت‌هاى علمى آن را راجع بطب و نجوم به زبان يونانى ترجمه كردند و بعد آن را در آتش انداختند بلاش اوّل اشكانى امر بجمع‌آورى آوستا كرد و در زمان اردشير اوّل ساسانى تنسر نامى كه هيزبذان هيزبذبود آوستا را مرتّب نمود پس از آن شاپور اوّل آنچه را كه از آوستا راجع بعلم طب و ستاره‌شناسى و فلسفه و جغرافيا برداشته بودند از يونان و هند و ساير جاها جمع كرده بآوستا افزود و در زمان شاپور بزرگ اين آوستا رسميّت يافته قانون مملكتى شناخته شد زندگانى زرتشت اخبار و روايات زرتشتى گويد : زرتشت « 1 » از پدرى پ‌اورشسب و از مادرى دوغذ نام بود از جهت كارهاى فوق‌العاده و شگفت آور او سحره و غيب‌گويان آن زمان بر او شده درصدد اتلافش برآمدند و لكن موفّق نگشتند در سنّ بيست سالگى زرتشت از مردم كنار گرفته اوقات خود را برياضت گذرانيد در سنّ سى سالگى در كنار رود دائيتى يا به او امر شد كه مردم را بخداشناسى دعوت كند ( بعضى از علماء گمان ميكنند كه رود مزبور ارس امروزى است ) وهومنه - جاويدان مقدس انديشه نيك - « 2 » او را در پيش بارگاه اهورمزد حاضر كرد و پس از آن زرتشت به تبليغ و اشاعه معتقدات خود در ميان مردم توران و سكستان پرداخت و ليكن پيشرفتى نيافت زيرا روحانيّون آن زمان بر او قيام كردند در اين حال بامر اهورمزد زرتشت مأمور شد بدربار ويشتاسب شاه باختر برود و چنين كرد و بعد از دو سال زحمت شاه مزبور بآئين او درآمد حمايت جاماسب وزير گشتاسپ در اين بهره‌مندى دخالت داشت بعد جاماسب پروچيست

--> ( 1 ) معنى كلمه زرتشت را نتوانسته‌اند محققا معلوم كنند ظنّ غالب اين است كه از ( زرتشتر ) آمده و بمعنى شتر زرد است ( 2 ) - راجع به جاويدانهاى مقدّس در ذيل بيايد