حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 242

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

مشاغل عاليه ميرسيدند ( مانند وه‌رز ) عنوان ديگرى هم بود كه موسوم به [ دهكان ] است دهكانان از طبقه پست نجباء بشمار رفته در املاك زندگانى ميكردند شغل عمدهء آنان جمع‌آورى مالياتها بود و چون اطّلاعات صحيحى راجع بمالياتهاى محلّى داشتند طرف احتياج بودند اينها در تاريخ ايران داراى اهميّت‌اند زيرا از تتبّع محقّقين چنين برميآيد كه در سلسله نجباى آريانى اينها آن حلقه‌اى بودند كه سواد مردم را با نجباء ارتباط ميدادند و صفات خوب نجباء كه شجاعت اخلاقى و فتوّت بود از اينها بجامعه سرايت كرده در آن نقش مىبست بعضى از محقّقين به اين عقيده نلد كه اشراف ايرانى معايب بسيار داشته‌اند و ليكن صفاتى را نيز دارا بودند كه در هيچكدام از ملل قديمه حتّى روميها هم نبوده اين صفات ادب و جوانمردى است زارعين نميتوانستند تغيير مسكن و مأوا و ارباب دهند و در موقع لزوم خدمت نظامي و بيگار به عهده آنان بود شهرنشينان فقط ماليات سرانه ميدادند و از خدمت نظامى معاف بودند گذشتن از طبقه پائين‌تر بطبقه نجباء پس از رسيدگى و امتحانات و با اجازه شاه به عمل مىآمد تشكيلات ادارى قبل از انوشيروان ايران بقسمتهائى تقسيم شده بود و هركدام را حاكمى اداره ميكرد در اين دوره عنوان خشثرپوان ذكر نمىشود و بنابراين ظنّ قوى اين است كه اين عنوان در زمان اشكانيان از ميان رفته حكّام ممالك سرحدى را مرزبان ميناميدند بمرزبانهاى مهم تخت نقره داده مىشد باستثناى مرزبان حدود خزرها كه تخت طلا داشت حكّامى كه از خانواده سلطنت بودند لقب شاهى داشتند و زمانيكه اعراب بايران آمدند عدهء شاهان به 26 بالغ بود انوشيروان تمام ايران را به چهار قسمت تقسيم كرده هريك را پاذگس گفت و بنام يكى از جهات اربعه ناميد : شمالى - اواختر شرقى - خورآسان كه بعد خراسان شد جنوبى - نيمروز غربى - خوروران ( يا خربران ) براى هركدام از پاذگسها فرمانفرمائى معيّن شده بود موسوم به پاذگس‌بان و او حكّام و نايب الحكومه‌ها را معيّن ميكرد ولى قشون در تحت امر او نبود و حكّام تعليمات رئيس قشون را كه ملقّب به سپهبذ