حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 221

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

پيروان مذاهب ديگر را برنجانيم و دشمن خود كنيم دست از آزار آنان برداريد و كارهاى نيكو كنيد تا آنها كارهاى خوب شما را ديده بشما بگروند « 1 » » بيست و سوّم - خسرو دوّم معروف بپرويز - ( خسراو - اپرويز ) خسرو بعد از پدر بتخت نشست و نامه‌اى به بهرام چوبين نوشته او را بدربار خود احضار و بلندترين مقام دولتى را به او وعده كرد بهرام جواب داد كه خسرو بايد نزد او رفته عفو خود را بخواهد خسروباز درصدد استمالت برآمد و نتيجه نگرفت بالاخره قشونى برداشته به قصد او رفت و شكست خورده فرار كرد بعد از دجله عبور كرده به سيرسزيوم « 2 » كه تابع بيزانس بود درآمد و رومىها با احترام او را پذيرفته دستور از قسطنطنيّه خواستند مريس « 3 » امپراطور بيزانس حاضر شد خسرو را پسر خود دانسته حمايت نمايد تا بتخت ايران برگردد به اين شرط كه او در ازاى چنين همراهى ارمنستان ايران را با شهر دارا بدولت بيزانس واگذارد پس از آن خسرو با قشون رومى عازم ايران گرديد امّا بهرام چوبين بعد از شكست خسرو وارد تيسفون شده بتخت نشسته بود ولي وقتى كه خبر آمدن خسرو با قشون رومى شيوع يافت مقام او سست گرديد در سنه 591 م . خسرو از دجله گذشت و در جنگى كه بين قشون رومى و آذربايجانى از يك طرف و سپاه بهرام از طرف ديگر روى داد او شكست خورده فرار كرد و نزد خاقان تركستان رفت خسرو بعد از اين فتح به تيسفون وارد شده بر تخت نشست و بعد قشون رومي را با هداياى فراوان مرخّص كرد و اشخاصى را كه باعث خلع و كشته شدن پدرش شده بودند گرفت و بكشت عدم بهره‌مندى بهرام از اين جهة بود كه بيشتر بزرگان و سران سپاه با او نبودند چه

--> ( 1 ) - نلدكه گويد اين سخن چه‌قدر بايد باعث شرمسارى مسيحيانى گردد كه پيروان مذاهب ديگر را تعقيب ميكردند ( 2 ) - CIRCESIUM ( 3 ) - MAURICE