حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 219

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

بعد از افول آن بواسطه خبطهاى جانشينهاى او و جهات ديگر با سرعت رو به انحطاط رفت و ديرى نگذشت كه دولت اردشير پاپكان منقرض و از براى ايران تاريخ جديدى شروع شد بنابراين انوشيروان عادل آخرين شاهى است كه عظمت ايران باستانى را در شخص خود مجسّم كرده « 1 » موافق روايات ايرانى شخصى كه بانوشيروان در اصلاحات مملكتى كمكهاى گران‌بهائى كرده بوزرجمهر ( بزرگ‌مهر ) است اين شخص در ابتداء معلم هرمز پسر انوشيروان بود و چون شاه دانائى و لياقت او را مشاهده كرد او را بوزارت انتخاب نمود در باب عقل و كفايت اين وزير حكايتهاى زياد گفته و نوشته‌اند كه در اين مختصر نگنجد گويند بوزرجمهر در زمان خسرو پرويز بامر او بقتل رسيد « 2 » بيست و دوّم - هرمز چهارم ( اهورمزد ) هرمز بعد از پدر بتخت نشست ( 579 م . ) جنگهائى كه با بيزانس در زمان انوشيروان شروع شده بود تعقيب شد ولي براى هيچكدام از طرفين نتيجه قطعى نبخشيد زيرا هردو طرف بداشتن دارا اهميّت زياد ميدادند در 588 م . زمانيكه قشون ايران با روميها در جنگ بود خبر تاخت‌وتاز تركها در حدود ايران رسيد توضيح آنكه چون خاقان تركستان رنجيدگى مردم را از هرمز و اشتغال قشون ايران را بجنگ ديد خواست از موقع استفاده كند موقع هرمز مشكل بود و ليكن سردار نامى ايران بهرام چوبين ( رئيس خانواده مهران )

--> ( 1 ) - دارمس‌تتر گويد : انوشيروان در ميان اشخاص ايراني يكى از گيرنده‌ترين قيافه‌ها است اين يك نوع فرى در يك كبير ايران است . . . شايد انوشيروان از حيث دهى ( ژنى ) پائين‌تر از فردريك باشد ولي بالاخره او در تاريخ تمدّن آثارى از خود گذارده كه نافع است و دوامش بيشتر : ايران فردوسى را از او دارد - مالافون‌تن و اروپا شطرنج را ( 2 ) - موافق منابع شرقي بزرگ‌مهر وزير انوشيروان است و ليكن متتبّعين اروپائى نتوانسته‌اند در اين باب عقيده قطعى اظهار نمايند زيرا براي آنها معلوم نيست كه او شخص تاريخى باشد