حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 216

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

درآمد قوى شدند و ديزابول « 1 » خاقان تركها سفيرى در 567 م . بدربار ايران فرستاد تا عهدنامه اتّحادى فيما بين منعقد گردد انوشيران از اين اقدام او سخت دلتنگ شد و چندى بعد سفير ترك مرد ( تصوّر ميكنند كه انوشيروان او را زهر داده ) در اثر اين قضيّه خاقان تركها غضبناك گرديده سفيرى به بيزانس فرستاد و سفيرى نيز از قسطنطنيّه نزد خاقان رفت ( 569 م . ) و ضمنا تركها بناى تاخت‌وتاز را در حدود ايران گذاردند و ليكن همين كه سپاه ايران به طرف تركستان رفت عقب نشستند بعد چون ديزابول ديد كه در ميدان جنگ نميتواند با ايران طرف شودباز سفيرى نزد امپراطور روم فرستاده دولت روم شرقى را تحريك كرد كه معاهده خود را با ايران نقض كند ( 571 م . ) تحريكات خاقان تركستان در دربار روم مؤثر شد زيرا زمينه حاضر بود توضيح آنكه امپراطور بيزانس يوستن دوّم از فتوحات انوشيروان در اطراف ايران سخت نگران شده بود و ميترسيد كه قوى شدن ايران موازنه را به هم بزند و ديگر اينكه انوشيروان در اين زمان 70 سال داشت و قيصر گمان ميكرد كه شاه ايران از جهت پيرى فرماندهى را به عهده نخواهد گرفت و لذا عمر جنگ كوتاه خواهد بود بنابراين معاهده 562 را شكست و قشون رومى نصيبين را محاصره كرد ( ميل دولت روم را بداشتن تمام ارمنستان و نيز گرجستان مىتوان يكى از جهات اين جنگ دانست ) جنگ سوّم با بيزانس - ( 572 - 579 م . ) شاه همين كه از نقض معاهده و محاصره نصيبين آگاه شد بر خلاف انتظار امپراطور روم خود بشخصه فرماندهى را عهده‌دار گرديد و با سرعت شگفت‌آورى از دجله گذشته بكمك نصيبين شتافت بعد لشگر روم را از آنجا رانده تا دارا پيش رفت

--> ( 1 ) - DIZABUL