حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 210
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
او هم خسرو را به يوستن امپراطور روم بسپارد تا بعد از فوت او با همراهى قيصر بر تخت نشيند با اين قصد اقدامى كرد ولى امپراطور جواب ردّ داد جهت معلوم است : ممكن بود براى روم در آتيه مواقع استفاده پيش آيد و او مجبور گردد كه سياست را فداى درست قولى خود نمايد چنان كه يزدگرد در چنين موقعى واقع شد امر بدين حال بود تا قباد فوت كرد و در سر تخت بين خسرو و كيوس و جام برادران او منازعه درگرفت و ليكن از جهت همراهى مهبود كه وزير بود و سرعت اقدامات خسرو اورنگ و ديهيم شاهى نصيب او گشت كارهاى مهمّ خسرو را بايد به دو قسمت تقسيم كرد سياست داخله در اين قسمت تمام توجّه خسرو در بادى امر به اين امر متوجّه بود كه ايران را از حال انقلاب افكار بيرون آورده به حال طبيعى برگرداند زيرا مذهب مزدك بحدّى در ممالك ايران سرايت كرده و طرفدار يافته بود كه حتّى در ارمنستان مسيحى هم مردم به دو فرقه مزدكى و غير مزدكى تقسيم و با هم در منازعه شده بودند خسرو دو نوع اقدام را لازم ديد : برانداختن مزدك و مزدكيان و رفع جهاتى كه موجب پيشرفت اين مذهب شده بود بنابراين با يكدست بقلعوقمع قائد و پيروان اين مذهب پرداخت و با دست ديگر اصلاحات مهمّى كرد مزدك چون در زمان قباد فرار نمود سالم ماند ولى حالا به حكم خسرو دستگير و با عده زيادى از پيروان خود بقتل رسيد پس از آن چون خسرو ميدانست كه موجبات پيشرفت اين مذهب سنوات قحطى زمان فيروز و تعدّيات عمّال دولتى بمردم و نفوذ فوقالعاده نجباء و روحانيّين بود باصلاحات پرداخت و تعديل مالياتها را مقدّم داشت بالحاصل بر اثر مميّزىهائيكه بجدّ و جهد خسرو باتمام رسيد تكليف ماليات بده معلوم و بار او سبكتر گرديد كيفيّات اين مطلب در جاى خود بيايد ثانيا قضاتى بولايات فرستاد تا بعرايض مردم رسيدگى