حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 205
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
كشت شورش موقّتا خوابيد و ليكن اوضاع حقيقى اين مملكت خوب نبود نوزدهم - بلاش ( ولگاش ) بعد از برادر به تخت نشست ( 483 - 487 ) اين شاه سوخرا حاكم سيستان را مأمور كرد كه با خشنواز داخل مذاكره شده قرار صلحى بدهد حاكم مذكور براى اينكه در مذاكرات كامياب باشد لشگرى جمع كرده پس از آن در مذاكره شد خشنواز راضى گرديد كه اسراء و غنائمى كه از سپاه فيروز برده بود با فيروزدخت دختر فيروز و زنهاى او مسترد دارد و با ايران صلح نمايد به شرط اينكه ايران ساليانه مبلغى بپردازد دربار ايران اين پيشنهاد را پذيرفت ( 483 - 485 م . ) بعضى از مورّخين عقيده دارند كه در مدّت دو سال اين مبلغ داده ميشد بلاش پس از استرداد اسراء متوجّه امور ارمنستان گرديد و واهان سردار ارامنه از شاه درخواست كرد كه آزادى مذهب عيسوى در ارمنستان اعلان شود در ابتداء بلاش راضى نميشد ولي در اين حيصوبيص بلاش گرفتار جنگ خانگى گرديد توضيح آنكه برادر او زارن مدعى تخت سلطنت شد و واهان با تمام قواى خود بكمك شاه شتافت اين بود كه بلاش بعد از فراغت از اين جنگ خواهش واهان را پذيرفت و مذهب عيسوى در ارمنستان و گرجستان رسمى شد پس از آن اين دو مملكت باطنا با ايران همراه شدند بيستم - قباد اوّل ( كوات ) قباد پسر فيروز بود در زمان سلطنت بلاش خواست تخت را از او بستاند ولى موفّق نشد و فرار كرده نزد خشنواز رفت خان هياطله پذيرائى شايانى از او كرد و بعد از سه سال قشونى براى او تهيّه نمود كه با بلاش جنگ كند و ليكن در اين احوال بلاش مرد ( 487 م . ) و نجباى ايران قباد را پذيرفتند اين شاه از 487 تا 531 م . دو دفعه سلطنت كرد وقايع مهمّ زمان او چنين است : در ابتداء قباد به طرف خزرها متوجّه شد اينها مردمى