حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 196
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
واقعه مهمّ اين سلطنت تقسيم ارمنستان است توضيح آنكه روميها بعد از فوت شاپور بزرگ از سستى اردشير استفاده كرده يكى از شاهزادگان اشكانى را موسوم به ورزدات « 1 » بتخت ارمنستان نشاندند اين شخص وزيرى را كه روم معيّن كرده بود كشت برادر او مانوئل « 2 » بر ضدّ پادشاه قيام كرده از اردشير كمك خواست و او قشونى بكمك وى فرستاد بعد در اثر اين اقدام و وقايع ديگر بين ايران و روم در سر ارمنستان منازعه درگرفت و ليكن اين دفعه هردو دولت خواستار صلح بودند زيرا اردشير ميلى بجنگ نداشت و دولت روم گرفتار مردمانى بود موسوم به گتها « 3 » كه به خاك روم شرقى تجاوز كرده بودند ( اثر فشار هونها بمردمان اروپائى ) بالنتيجه مذاكراتى كه در زمان اردشير دوّم شروع شده بود خاتمه يافت و طرفين بالاخره تراضى به تقسيم ارمنستان كردند و اين مملكت كه در مدّت چند قرن در دورهء اشكانى و اين دوره بين ايران و روم موضوع منازعات و جنگها بود تقسيم شد بدين نحو كه قسمت اعظم جزو ايران و قسمت كوچكتر ( غربى ) جزو امپراطورى روم گرديد ولى در هردو قسمت شاهزادگان اشكانى از طرف ايران و روم بحكومت معيّن شدند ( 384 م . ) سيزدهم - بهرام چهارم ( ورهران ) بعد از برادر به تخت نشست ( 388 - 399 م . ) اين شاه بمناسبت اينكه در زمان پدرش والى كرمان بود معروف بكرمانشاه است در زمان او خسرو والى ارمنستان ايران بر بهرام ياغى شد توضيح آنكه دولت روم حكومت ارمنستان روم را هم به او داد و در اثر آن خسرو با تئودس « 4 » امپراطور روم مواضعه نموده از اطاعت ايران خارج گرديد بهرام قشونى بارمنستان فرستاده و او را بايران آورده در قلعه فراموشى حبس كردند « 5 » و برادر او موسوم
--> ( 1 ) - VARAZDATE ( 2 ) - MANUEL ( 3 ) - GOTHS ( 4 ) - THEODOSE ( 5 ) - قلعه فراموشى در گلگرد در مشرق شوشتر بود و از آن جهت اين نام داشت كه اسم محبوسين آن را هيچگاه در حضور شاه نمىبردند ( راولينسن )