حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 166

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

تراژان « 1 » در اين زمان امپراطور روم بود و او يكى از سرداران نامى عصر خود بشمار ميرفت چه فتوحاتى در داكيّه ( رومانى حاليّه ) كرده و علاوه‌بر فتوحات موفّق شده بود لژيونهائى مرتّب و ورزيده نمايد زيرا خيال جهانگيرى در سر داشت يعنى ميخواست اسكندر ثانى شود و معلوم است كه جهانگيرى ميبايست از طرف ايران صورت گيرد مقارن اين احوال تيرداد پادشاه ارمنستان فوت كرد ( 100 م . ) و پاكر فورا يكى از پسران خود را موسوم به اكزدارس « 2 » به تخت ارمنستان نشاند بدون اينكه با دولت روم مشورت كرده باشد اين اقدام به تراژان فوق العاده گران آمده بهانه‌اى براى اجراى خيالات او شد پس از آن امپراطور روم با سپاهى ورزيده و جرّار عازم آسيا گرديد و وقتى كه بمقدونى رسيد سفيرى از طرف خسرو با هدايا نزد او رفته اظهار كرد كه خسرو حاضر است اكزدارس را عزل و پارتامازير « 3 » پسر تيرداد را به پادشاهى ارمنستان معيّن نمايد به شرط اينكه او تاج را از دست امپراطور بگيرد تراژان كه بجنگ مايل بود اين تكليف را نپذيرفت و هدايا را رد كرده جواب داد كه بعد از ورود بشام آنچه صلاح باشد خواهد كرد بعد از ورود بسوريّه تهيّه كاملى ديده بارمنستان درآمد ( 115 م . ) و منتظر پارتامازير گرديد چه به او نوشته بود كه اگر مانند پدرش تاج را از امپراطور بگيرد او را بپادشاهى ارمنستان خواهد شناخت شاهزاده اشكانى به زودى حاضر شد و تاج را گرفته موافق آداب قراردادى آن را در پاى تراژان گذارد با اين انتظار كه او تاج را پس خواهد داد و ليكن تراژان نه فقط تاج را پس نداد بلكه به او گفت كه از سلطنت معزول است و به اين هم اكتفا نكرد زيرا بعد از حركت شاهزاده او را تعقيب كرده گرفت و بكشت اين حركت بقدرى ننگين بود كه عالم آنروزى هم آن را تقبيح كرد بعد از اين واقعه تراژان فتوحاتى در ارمنستان

--> ( 1 ) - TRAJAN ( 2 ) - EXEDARES ( 3 ) - PARTAMASIRIS