حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

ترجمهء احوال 1

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

[ تاريخ ايران از آغاز تا انقراض ساسانيان ] مقدمه ناشر بر تاريخ ايران پيرنيا و اقبال « بنام خدا » تاريخ‌نويسى در ايران ، حتى اگر از سوى صاحب‌نظران اين فن صورت گيرد ، باز هم كاملا بيطرفانه نبوده است ، و البته طبيعى است كه نويسنده و موّرخ تحت تأثير افكار ، عقايد ، احساسات ، برداشتها ، خوانده‌ها و شنيده‌هاى خود قرار گرفته و اعمال‌نظر هم بنمايد و به همين دليل بعضا پاره‌اى از نظراتى مطرح مىشوند كه مغاير با حقيقت و واقع امر مىباشند ، اين مسئله وقتى بيشتر بروز و نمود پيدا مىكند كه برخى از مسائل تاريخى در پرده‌اى از ابهام قرار گرفته باشند و يا شبهاتى در مورد آنها وجود داشته باشد . از جمله اين ابهامات در تاريخ دوره مشروطيت « موافقت و همراهى شيخ فضل اللّه نورى با استبداد محمد عليشاهى و مخالفت وى با جريان مشروطيت » است ، بطوريكه از همين كتاب تاريخ ايران ، تأليف محققان برجسته حسن پيرنيا و عباس اقبال ، هم در صفحات « ك » مقدمه و صفحهء 859 متن نيز چنين معنا و مفهومى استنباط مىشود و جمله‌اى به نقل از شيخ فضل اللّه نورى آمده است كه تأئيد همين نظر و مفهوم است ، در حالى كه نويسنده مقدمه خود اذعان دارد كه « مشهور است . . . » ، يعنى اينكه نويسنده مقدمه از مسموعات خود استفاده كرده و نقل اين جمله از شيخ فضل اللّه ، مستند نيست . مضافا به اينكه شيخ فضل اللّه نورى و يا علماى ديگرى مانند حاج سيد ابو القاسم امام جمعه و ظهير الاسلام با نفس مشروطه مخالف نبودند ، بلكه با مشروطه‌اى كه خلاف موازين اسلامى باشد مخالف بوده و خواهان استقرار آن نوعى از مشروطيت و حكومت قانون بودند كه منطبق بر موازين شرع مقدس باشد . در نامه‌اى هم كه شيخ فضل اللّه و ديگر علما