حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 122
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ايرانيها نه دقيق شده و نه بشرح پرداختهاند بنابراين آنچه راجع به اين مطلب استنباط شده كلّيّاتى است كه از آوستا و كتيبهها و آثار شاهان هخامنشى بدست آمده موافق اين مدارك چنين به نظر ميآيد كه شاهان هخامنشى پيروان مذهب زرتشتى بودهاند زيرا در كتيبههاى آنها خداى بزرگ اهورمزده است و چنان كه معلوم است اين اسم اختصاص بمذهب زرتشت دارد امّا در كتيبههاى اردشير دوّم كه در شوش و همدان كشف شده چيز تازهاى مشاهده مىشود اين شاه راجع به بنائى گويد من صورت مهر و ناهيد را ساخته در آن گذاردم از اينجا بايد استنباط كرد : اولا پرستش مهر كه از قديم در مذهب آريانهاى ايرانى بوده و آن را ربّ النوع آفتاب دانسته بنام او قسم ميخوردند در اين زمان قوّت گرفته بود ثانيا چون ساختن صورت خدا يا ارباب انواع و پرستش اين صورتها بر خلاف مذهب آريانهاى ايرانى و زرتشت بوده و با اين حال اردشير دوّم صورت مهر و ناهيد را ساخته پس معتقدات بابلىها و عيلاميها در مذهب شاهان هخامنشى اثر كرده و مذهب آنها را آلوده بخرافاتى نموده بود در باب ناهيد عقايد مختلف است بعضى پرستش آن را در ايران قديم از اثر بابل ميدانند و برخى عقيده دارند كه ايرانيها از قديم آن را ميپرستيدهاند « 1 » بايد نيز در نظر داشت كه تفاوت ديگرى هم در مذهب شاهان هخامنشى با آنچه در مذهب زرتشت در قرون بعد ديده مىشود بوده توضيح آنكه موافق مذهب زرتشت دفن ميّت جايز نيست زيرا زمين را مقدّس و آلودن آن را گناه بزرگ ميدانند ولى شاهان هخامنشى مقبره داشتند از اين چيزها ميتوان استنباط كرد كه مذهب شاهان هخامنشى تفاوتهائى با مذهب زرتشتى داشته امّا اينكه مردم ايران در آن زمان چه مذهبى داشتند مداركي در دست نيست كه بتوان بتحقيق در اين باب چيزى گفت ظنّ قوى
--> ( 1 ) - ناهيد چنان كه در دوره ساسانى ديده مىشود يزت يا ربّ النّوع آبها بود